تبليغاتX
اسنیپ پیروز
برای دیدن این مطلب جالب بر روی ادامه مطلب کلیک کنید

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه چهاردهم مهر 1388ساعت 11:6  توسط یاشار | 
سپهبد سورنا (رستم سورن پهلو) (۵۲-۸۲ پیش از میلاد) یکی از سرداران دلیر سپاه ایران در زمان اشکانیان است.
زندگی
بر پایه گفتهٔ پلوتارک [۱] «سورنا در دلیری و توانایی پیشروترین پارتی/ایرانی دوران خود بود.»

سورنا سردار دلیر پارتی معاصر اشک سیزدهم، ارد اول (قر. اول ق م.) وی از نظر نژاد و ثروت و شهرت پس از شاه رتبهٔ اول را داشت و بسبب نجابت خانوادگی در روز تاجگذاری پادشاه حق داشت که کمربند شاهی را بکمر بندد. سورنا ارد را به تخت نشانید و شهر سلوکیه را متصرف شد و اول کسی بود که بر دیوار شهر مذکور بر آمد و با دست خود اشخاصی را که مقاومت میکردند بزیر افکند. وی در این هنگام بیش از ۳۰ سال نداشت، مع هذا بحزم و احتیاط و خردمندی شهره بود و بر اثر این صفات کراسوس سردار رومی را مغلوب کرد، چه نخست جسارت و تکبر کراسوس و یأسی که بر اثر بدبختیها سورنا را دست داده بود، به آسانی ویرا در دامهایی افکند که سورنا برایش گسترده بود. با وجود این ارد بجای اینکه سورنا را پاداش نیک دهد، بر او رشک برد و نابودش کرد.[۲]
سورن یكی از سرداران بزرگ و نامدار تاریخ ، در زمان اشکانیان است كه سپاه ایران را در نخستین جنگ با رومیان فرماندهی كرد و رومیها را كه تا آن زمان در همه جا پیروز بودند، برای اولین بار با شكستی سخت و تاریخی روبرو ساخت. او جوانی بود آریایی، خردمند، نیکوچهره، تنومند، دلیر، بلندبالا، با موی بلند و ظریف که پیشانیبندی به سبک ایرانیان باستان بر سر می بست . وی از خاندان سورن یکی از هفت خاندان معروف ایرانی (در زمان اشکانیان و ساسانیان) بود. سورن در زبان فارسی پهلوی به معنی نیرومند میباشد. (نمونه دیگر این واِِژه در کلمه اردیسور آناهیتا یعنی ناهید بالنده و نیرومند بکار رفته است.) از دیگر نام آوران این خاندان ویندهفرن (گندفر) است که در سده نخست میلادی استاندار سیستان بود؛ قلمرو او از هند و پنجاب تا سیستان و بلوچستان امتداد داشت. برخی پژوهشگران او را با رستم دستان قهرمان حماسی ایران یکی میدانند. ذکر نام رستم در منظومه پهلوی اشکانی درخت آسوریک ارتباط او را با اشکانیان نشان میدهد.
ژولیوس سزار (Julius)، پومیه (Pompee) و كراسوس (crassus) سه تن از سرداران و فرمانروایان بزرگ روم بودند كه سرزمینهای پهناوری را كه به تصرف دولت روم در آمده بود، به طور مشترک اداره می كردند. آنها در سوم اكتبر سال 56 پیش از میلاد در نشست لوكا (Luca) تصمیم حمله به ایران را گرفتند.
كراسوس فرمانروای بخش شرقی کشور روم آن زمان ، یعنی شام (سوریه) بود و برای گسترش دولت روم در آسیا، سودای چیرگی بر ایران، دستیابی به گنجینه های ارزشمند ایران و سپس گرفتن هند را در سر می پروراند و سرانجام با حمله به ایران این نقشه خویش را عملی ساخت. وی فاتح جنگ بردگان و درهم کوبنده اسپارتاکوس سردار قدرتمند انقلاب بردگان بود.
كراسوس (رییس دوره ای شورا) با سپاهی مركب از42 هزار نفر از لژیونهای ورزیده روم كه خود فرماندهی آنان رابرعهده داشت به سوی ایران روانه شد و ارد (اشك13) پادشاه اشكانی ،سورن سردار نامی ایران را مامور جنگ با كراسوس و دفع یورش رومی ها كرد. نبرد میان دو كشور در سال 53 پیش از میلاد در جلگه های میانرودان (بین النهرین) و در نزدیكی شهر حران یا كاره (carrhae) روی داد. در جنگ حران، سورن با یك نقشه نظامی ماهرانه و بهیاری سواران پارتی كه تیراندازان چیره دستی بودند، توانست یك سوم سپاه روم را نابود و اسیر كند. كراسوس و پسرش فابیوس Fabius (پوبلیوس) دراین جنگ كشته شدند و تنها شمار اندكی از رومی ها موفق به فرار گردیدند.
روش نوین جنگی سورن، شیوه جنگ و گریز بود. این سردار ایرانی را پدیدآورنده جنگ پارتیزانی (جنگ به روش پارتیان) در جهان میدانند. ارتش او دربرگیرنده زره پوشان اسب سوار، تیراندازان ورزیده، نیزه داران ماهر، شمشیرزنان تکاور و پیاده نظام همراه با شترهایی با بار مهمات بود.
افسران رومی درباره شكستشان از ایران به سنای روم چنین گزارش دادند: سورن فرمانده ارتش ایران در این جنگ از تاكتیك و سلاحهای تازه بهره گرفت. هر سرباز سوار ایرانی با خود مشك كوچكی از آب حمل میكرد و مانند ما دچار تشنگی نمیشد. به پیادگان با مشكهایی كه بر شترها بار بود ، آب و مهمات می رساندند. سربازان ایرانی به نوبت با روش ویِِژه ای از میدان بیرون رفته وبه استراحت می پرداختند. سواران ایران توانایی تیر اندازی از پشت سر را دارند. ایرانیان كمانهایی تازه اختراع كرده اند كه با آنها توانستند پای پیادگان ما را كه با سپرهای بزرگ در برابر آنها و برای محافظت از سوارانمان دیوار دفاعی درست كرده بودیم به زمین بدوزند. ایرانیان دارای زوبین های دوكی شكل بودند كه با دستگاه نوینی تا فاصله دور و به صورت پی درپی پرتاب می شد. شمشیرهای آنان شكننده نبود. هر واحد تنها از یك نوع سلاح استفاده می كرد و مانند ما خود را سنگین نمی كرد. سربازان ایرانی تسلیم نمیشدند و تا آخرین نفس باید می جنگیدند. این بود كه ما شكست خورده، هفت لژیون را به طور كامل از دست داده و به چهار لژیون دیگر تلفات سنگین وارد آمد.
جنگ حران كه نخستین جنگ بین ایران و روم به شمار می رود، دارای اهمیت بسیار در تاریخ است زیرا رومی ها پس از پیروزی های پی درپی برای اولین بار در جنگ شكست بزرگی خوردند و این شكست به قدرت آنان در دنیای آن روز سایه افكند و نام ایران را بار دیگر در جهان پرآوازه كرد و نام دولت پارت و شاهنشاهی اشکانی را جاودانه ساخت.
همانگونه كه دولت بزرگ هخامنشی در مرزهای خود در باختر برای نخستین بار با گسترش و کشورگشایی یونان برخورد کرد و پیشرفت یونان را در شرق و آسیا متوقف گردانید، دولت جهانگیر روم نیز در پیشرفت مرزهای خود در خاور، با سد قدرتمند ایرانی روبرو شد و از آن زمان به بعد گسترش و توسعه آن دولت در آسیا، پایان پذیرفت. پس از پیروزی سورن بر كراسوس و شكست روم از ایران، دولت مرکزی روم دچار اختلاف شدید شد. پس از این جنگ نزدیك به یك قرن، رود فرات مرز شناخته شده بین دو كشور گردید و مناطق ارمنستان، ترکیه، سوریه، عراق تبدیل به استانهایی از ایران گردیدند. رومیها برای جلوگیری از شكست های آینده و به پیروی از ایرانیان ناچار شدند ، به وجود سواره نظام در سپاه خود توجه بیشتری بنمایند.
بد نیست یادآوری شود که سورن پس از شاه مقام اول کشور را داشت؛ وی ارد را به تخت سلطلنت نشانید و به سبب نجابت خانوادگی در روز تاجگذاری شاهنشاه ایران کمربند شاهی را به کمر پادشاه بست. او به هنگام گرفتن شهر سلوکیه نخستین کسی بود که برفراز دیوار دژ شهر برآمد و با دست خود دشمنانی را که مقاومت میکردند به زیر افکند. سورن در این هنگام بیش از 30 سال نداشت.
اما شوربختانه سورن هیچ بهره ای از پیروزی بزرگ خود نبرد. ارد شاهنشاه اشکانی ناجوانمردانه بجای قدردانی، سپهسالار دلاور ایرانی را به شهادت رساند؛ پس از این رویداد ناگوار ارتش ایران دچار ضعف گردید و دیگر نتوانست در خاورمیانه و شام پیشروی نماید و در برابر روم تنها به مقاومت و دفاع پرداخت.

 منبع

+ نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم شهریور 1388ساعت 16:36  توسط یاشار | 
گزارش خواندني از خطر ناك ترين شهر جهان

مكزيك را شايد بتوان خطرناك ترين كشور دنيا دانست . اگر فيلم هاي وسترن دهه 1960 و 1970 آمريكا صورتي عيني و واقعي بخشيده شود،به يقين شهرهاي شمالي مكزيك و مناطق هم مرز با ايالات متحده يكي از اين مناطق است.

تنها دو شهر از 4 شهر خطرناك دنيا در مكزيك و در منطقه نزديك مرز اين كشور با آمريكا قرار دارد . خطرناك ترين شهر دنيا " سيوداد خوارز " شهر شمالي مكزيك است . اين شهر بيش از 1 ميليون و چهارصد هزار نفر جمعيت دارد و مركز مافياي مواد مخدر و درگيري هاي خونين پليس و نيروهاي امنيتي با باندهاي تبهكار قاچاق مواد مخدر است . شايعات زيادي در اين شهر درباره ارتباط پشت پرده كشورها و مقامات خارجي در آمريكاي شمالي و آمريكاي جنوبي با باندهاي تبهكار و مافياي قاچاق مواد مخدر وجود دارد .

در شهر سيوداد خوارز تقريبا تنها نمي توان بيرون رفت به ويژه آنكه اگر از غروب آفتاب گذشته باشد . تقريبا درگيري هاي همه روزه ميان پليس با گروه هاي تبهكار و نيز ميان گروه هاي مافيايي رقيب امري متداول است كه اگر از بد حادثه و به طور اتفاقي كسي در كانون اين درگيري قرار گيرد كشته شدن او تقريبا امري عادي و قطعي است .

آمار كشته شدگان اين شهر حتي از عراقي كه همه روزه با انفجارهاي تروريستي روبروست بيشتر است . بنابه اعلام يك سازمان غير دولتي مكزيكي به نام "شوراي مدني دفاع از امنيت عمومي" در سال 2008 در اين شهر به ازاي هر صد هزار نفر جمعيت آن صد و سي مورد قتل گزارش شده است. بر اساس گزارش اين نهاد غير دولتي مكزيك اين آمار بيشترين آمار قتل و جنايت در بين شهرهاي دنيا است .

پس از اين شهر شهر كاراكاس ونزوئلا و نيواورلئان آمريكا قرار دارند كه با 96 و 95 مورد قتل در ازاي هر صد هزار نفر جمعيت در مكان هاي دوم و سوم قرار دارند .

اين امار در حالي است كه شهر بغداد كه در سال هاي اخير به دليل انفجارهاي تروريستي يكي از ناامن ترين شهرهاي دنيا است ، در سال 2008 با 40 مورد كشته در هر صد هزار نفر جزء دهمين كشور خطرناك دنيا قرار گرفته است .

درگيريهاي شبانه در شهرسيوداد خوارز ( كه مركز عمده قاچاق كوكايين به آمريكا است ) امري متداول و عادي است و مردم اين شهر اگر روزانه و شبانه در شهر گردش كنند تقريبا ممكن نيست كه لااقل به يك مورد قتل يا درگيري مسلحانه برخورد نكنند.

باج گيري مسلحانه و پاتوق محله اي باند هاي تبهكار و حملات محله اي باندها به يكديگر امري عادي و متداول است و مردم هر محله اي كه خلاف كاران و قاچاقچيان آنجا را پاتوق خود كرده اند به هنگام اين درگيريها سريعا در خانه خود پناه مي گيرند تا از گزند گلوله هاي شليك شده در امان بمانند. البته برخي از مردم كه دستشان تاحدودي به دهانشان مي رسد با جوش دادن درهاي فولادي و حتي با تعبيه صفحات آهني پشت شيشه و پنجره خانه شان ، محيط زندگي خود را از گزند شليك بي امان گلوله هاي باند هاي تبهكار حفاظت مي كنند.

فروشگاه هاي اين شهر با تاريكي هوا تعطيل مي شوند و اگر فروشگاهي جرات باز بودن داشته باشد براي اطمينان از عدم دستبرد سارقان مسلح بايد مامور استخدام شده داشته باشد و يا اينكه صاحب فروشگاه و كارگرانش خود مسلح باشند .

البته فروشگاه هاي عمده شهر براي اينكه خيال خود را از امنيت شان راحت كنند با يكي از باند ها و شبكه هاي خلافكار و با جگير محله توافق مي كنند و با پرداخت ماهانه مبلغي قابل توجه مسئوليت حفاظت از فروشگاه خود را به آن باند مي سپارند . در اين صورت در صورت حمله فرد يا باند ديگر به اين فروشگاه ، فرد يا گروه باج گير خود را موظف مي داند تا سارق يا باند سارقين را ( كه احتمالا از باندهاي تبهكار رقيب در محلات ديگر است ) به سزاي عمل خود برسانند.

در اين مواقع يك حمله مشابه برق آسا به فروشگاهي كه تحت باجگيري باند مقابل است به عنوان يك پاسخ متقابل مورد توجه قرار مي گيرد و يا اگر اينكه در دوربين فروشگاه مورد حمله واقع شده چهره فرد يا گروه سارق شناسايي شده باشد سعي مي شود انتقام به صورت قتل فرد مهاجم برنامه ريزي شود.

پليس عموما سعي مي كند خود را از تسويه حسابهاي گروهي باند هاي تبهكار دور نگهدارد و وارد بازي خطرناك و رقابت هاي مهلك گروه هاي تبهكار نشود . برخي مقامات پليس حتي تلويحا از درگيري باندهاي تبهكار و كشتار متقابل انها به دست همديگر راضي و خشنودند چرا كه در اين صورت گروه هاي تبهكار بادست خود يكديگر را به قتل رسانده و از جمعيت هم كاسته اند.

البته برخي مقامات پليس هم خود از اعضاي اين باندهاي تبهكار هستند . اين افراد در واقع نفوذي هاي باندهاي تبهكار به درون سازمان پليس هستند . اين افراد عموما وضع مالي خوبي دارند و با توجه به اينكه در هر دو طرف حامياني قوي دارند از مصونيت آهنيني برخوردارند و درواقع بخشي از قاچاق عمده مواد مخدر با همكاري و مساعدت اين پليس ها به انجام مي رسد . .

مهم ترين دليل ناامني و خطرناكي شهر " سيوداد خوارز " ، نزديكي اين شهر به مرز مشترك مكزيك و آمريكا و جايي است كه در قلب مركز درگيري هاي شبكه بزرگ قاچاق مواد مخدر به سوي بازار امريكا به عنوان نخستين مشتري كوكائين در جهان است. كه سالانه ميلياردها دلار سود نصيب باندهاي مافيايي مواد مخدر مي كند كه در اغلب موارد شركت ها و كمپاني هاي تسليحاتي و دارويي عمده كشورهاي غربي ، سياستمداران و نظاميان فاسد در ديگر كشورهاي جهان بخش هاي عمده اين سود را به جيب مي زنند.

از ابتداي سال 2008 تا كنون ( اوت 2009 ) و در عرض مدت كمتر از 20 ماه ، 10 هزار نفر در مكزيك بر اثر درگيري ها ي ناشي از مواد مخدر جان باخته اند كه اين شهر در مركز و كانون اصلي اين درگيري ها بوده است .
+ نوشته شده در  دوشنبه نهم شهریور 1388ساعت 1:24  توسط یاشار | 
ترم اول(ترم جو گیریدگی):
الو سلام مامانی.منم هوشنگ.وای مامانی نمی دونی چقدر اینجا خوبه. دانشگاه فضای خیلی نازیه.وای خدا خوابگاه رو بگو.وقتی فکر می کنم امشب روی تختی می خوابم که قبل از من یه عالمه از نخبه ها و دانشمندای این مملکت توش خوابیدن - و جرقه اکتشافات علمی از همین مکان به سرشون زده – تنم مور مور میشه..راستی اینجا تو خوابگاه یه بوی مخصوصی میاد که شبیه بوی خونه اصغر شیره ای همسایه بغلیمونه.دانشجوهای سال های بالاتر میگن این بوی علم و دانشه! لامسب اینقدر بوی علم و دانش توی فضا شدیده که آدم مدهوش میشه!!! پریشب یکی از بچه ها به خاطر Over Dose از دانش رفت بخش مسمویت بیمارستان!

ترم 2(ترم عاشق شدگی):
آه ای مریم.ای عشق من.همه زندگی من.می خواهم درختی شوم و بر بالای سرت سایه بیفکنم تا بر شاخسار من نغمه سرایی کنی.میخواهمت با تمام وجود عزیزم.همه پول و سرمایه من متعلق به توست.بدون تو این دنیا رو نمی خوام.کی میشه این درس من تموم شه تا بیام بات ازدواج کنم...امروز یک ساعت پشت پنجره کلاستون بودم و داشتم رخ زیبایت را که همچون پروانه ای در کلاس میدرخشیدی تماشا می کردم...

ترم 3(ترم افسردگی):
الو مامان سلام.مریم منو ول کرد و گذاشت رفت! مامان جون افسرده شدم اولین عشقم بود دارم میمیرم از غصه .ای خدا بیا منو بکش راحتم کن.مامان من این زندگی رو نمی خوام.....

ترم 4(ترم زرنگ شدگی):
الو سلام مهشید جون خوبی عزیزم؟منم پژمان! کجایی نفس؟ نیستی؟دلم تنگ شده واست گنجشک کوچولوی من.بیا ببینمت قربونت برم...مهشید جون من پشت خطی دارم .مامانمه.بعداً بت زنگ میزنم.......
الو به به سلام چطوری ندا جون؟آره بابا داشتم با مامانم صحبت می کردم.. پیرزن دلش تنگ شده واسم! جوجوی من حالت خوبه؟ به خدا منم دلم یه ذره شده واست.باشه عزیزم فردا ساعت 11 پارک پشت دانشکده دارو....

ترم5 (ترم مشروطه گی):
الو سلام استاد! قربون بچه ات دارم مشروط میشم.2 نمره بم بده.به خدا دیشب بابابم سکته کرد . مرد. مامانم هم از غصه افتاد پاش شکست الان تو آی سی یو بستریه. منم ضربه روحی خوردم دچار فراموشی شدم اصلاً شما رو هم یادم نمیاد ....قول میدم جبران کنم....

ترم 6(ترم ولخرجیدگی) :
الو مامان من خونه می خوام ! راستی اون 50 تومنی که 3 روز پیش فرستادی تموم شد.دوباره بفرست.خرج پروژه ام شد!!!

ترم7 (ترم پاتوقیده گی):
سلام داش مصی! حاجی دمت گرم امشب بساز ما رو .از اون پنیر شیرازیای ردیف بیار که مهمون دارم. 3 صوت هم آیس بیار می خوایم فضا پیمایی کنیم.نوکرتم.آقایی

ترم8 (ترم فارغ التحصیلگی):
الو سلام خانم.واسه این آگهی که توی روزنامه دادید تماس گرفتم.فرموده بودید آبدارچی با مدرک لیسانس و روابط عمومی بالا....

http://bo2sms.ir

+ نوشته شده در  چهارشنبه سی و یکم تیر 1388ساعت 13:28  توسط یاشار | 

پس از شكست نيروهاي صدام در عمليات بيت‌المقدس، جايگاه سياسي دشمن در جهان متزلزل شد. عمليات رمضان در حال شكل‌گيري و انجام بود كه موضوع برگزاري كنفرانس سران غيرمتعهدها در بغداد مطرح شد تا صدام حسين رئيس اين اجلاس باشد.
جمهوري اسلامي ايران سياست بي‌اثر كردن اين اجلاس را در دستور كار خود قرار داد و در اولين گام، اجلاس غيرمتعهدها را تحريم كرد.
بغداد از مدت‌ها قبل به كمك آمريكا به دژ نفوذ ناپذيرى تبديل شده و تبليغات بسيار وسيعى در اين رابطه به راه افتاد و عنوان شد «هيچكس توانايي ناامن كردن پايتخت عراق را ندارد.»
در اين زمان بود كه ايجاد ناامنى در بغداد در دستور كار نظامى - سياسى جمهورى اسلامى قرار گرفت تا ضمن هدف قرار دادن تأسيسات پالايشگاهى "الدوره " در جنوب شرقى اين شهر، از برگزارى نشست سران غيرمتعهدها در بغداد نيز جلوگيرى شود.

* براي ناامن ساختن بغداد، عباس دوران انتخاب شد

انجام اين ماموريت به نيروي هوايي ارتش واگذار شد و سرهنگ خلبان عباس دوران براى جلوگيرى از تشكيل كنفرانس سران غيرمتعهدها در بغداد، در تاريخ بيستم تيرماه سال 1361 مأموريت يافت تا پايتخت عراق را ناامن كند.
با توجه به اهميت فوق‌العاده موضوع، شش تن از برجسته‌ترين خلبانان نيروي هوايي ارتش جمهوري اسلامي ايران و سه فروند هواپيماي فانتوم براي انجام اين مأموريت در نظر گرفته شدند تا ناتواني رژيم بعث در تأمين امنيت آسمان بغداد به جهانيان نشان داده شود.
خلبانان انتخاب مي‌شوند. تصميم بر اين بود تا سه فروند فانتوم كاملا مسلح به پرواز درآيند، هر سه تا مرز پرواز كرده و تنها دو فروند از مرز گذشته و به هدف حمله‌ور شوند. فانتوم سوم در همان جا منتظر مي‌ماند تا در صورت نياز به آنها بپيوندد. مأموريت خلبانان، انجام عمليات روى بغداد و بمباران پالايشگاه، نيروگاه اتمى، پايگاه الرشيد يا ساختمان اجلاس در اين شهر بود.

* نود درصد احتمال برگشت نيست

ساعت5:30 صبح سي‌ام تيرماه 61 مأموريت آغاز شد و فانتوم شماره يك، رهبري گروه پرواز را بر عهده داشت. حركت گروه پرواز از شرق بغداد به جنوب شرق آن شهر و سپس "پالايشگاه الدوره " پيش‌بيني شده بود.
خلبانان مي‌بايست پس از عبور از مرز و ناامن كردن آسمان بغداد، به انجام ماموريت خود بپردازند و اين در حالي بود كه پيشرفته‌ترين تجهيزات پدافند هوايي از آسمان اين شهر حفاظت مي‌كرد.
عباس دوران در نامه‌هاى مربوط به اين ماموريت، مقابل اسم پدافندهاى مختلفى كه عراق از كشورهاى اروپايى خريده بود، نوشته است: «نود درصد احتمال برگشت نيست.»
سه فروند جنگنده فانتوم تا مرز پرواز مي‌كنند، يكي از آنها جدا شده و دو فروند ديگر به فرماندهي سرهنگ خلبان عباس دوران، وارد خاك عراق مي‌شوند.
جنگنده‌ها تا 15 كيلومتري بغداد بدون هيچ مشكلي پيش مي‌روند تا اينكه در اين نقطه، با ديوار آتش و پدافند دشمن روبه‏رو شده و در همين فاصله چند گلوله به يكي از هواپيماها برخورد مي‌كند. با اصابت اين گلوله‌ها، موتور سمت راست هواپيماي دوران از كار مي‌افتد اما او باز هم تصميم به ادامه عمليات مي‌گيرد. بنابراين هواپيماها به سمت جنوب شرقى شهر بغداد كه پالايشگاه "الدوره " در آن جا بود، ادامه مسير داده و با اين كه پدافند دشمن بسيار قوى عمل مي‌كرد، تمام بمب‏ها را روى اين پالايشگاه تخليه مي‌كنند.

* عمليات شهادت‌طلبانه در بغداد

جنگنده‌ها پس از تخليه بمب‏ها به مسيرى ادامه مي‌دهند كه در نهايت به سالن كنفرانس سران غيرمتعهدها ختم مي‌شد. پالايشگاه به شدت در آتش مي‌سوخت و دود ناشي از سوختن پالايشگاه، فضا را پوشانده بود و تا اين لحظه عمليات كاملا موفقيت‌آميز به پيش مي‌رفت.
در اين زمان قسمت عقب هواپيماي دوران نيز مورد اصابت چندين گلوله ضدهوايي قرار گرفته و از بين مي‌رود.
هواپيما آتش گرفته و عباس از خلبان عقب (سرتيپ آزاده منصور كاظميان) مي‌خواهد كه هواپيما را ترك كند و وقتي جوابي نمي‌شنود، دكمه خروج اضطراري كابين عقب را زده و كاظميان به بيرون پرتاب مي‌شود.
فرمانده گروه در اين لحظه طبق گفته‌هاي قبلي خود، تصميمي مبني بر ترك هواپيما ندارد.
وى بارها گفته بود: «اگر هواپيما بال نداشته باشد خودم بال در آورده و بر سر دشمن فرود مى‏آيم و هرگز تن به اسارت نخواهم داد.»
شعله‌هاي آتش هرلحظه شديدتر و ارتفاع هواپيما نيز هر لحظه كمتر مي‌شد تا اينكه هتل محل برگزاري اجلاس غيرمتعهدها پيش روي خلبان قرار گرفت. به سوي هتل حركت كرده و هواپيما را (درحالي كه هنوز هدايت آن را برعهده داشت)، به ساختمان آن مي‌كوبد.
اين اقدام شهادت‌طلبانه عباس دوران در ناامن ساختن آسمان بغداد، موجب شد تا برگزاري اين اجلاس از بغداد به دهلي نو منتقل شود.
بقاياي پيكر پاك امير الاستشهاديون، خلبان عباس دوران بعد از 20 سال در تاريخ 30 تيرماه 1381 به كشور بازگشت و در زادگاهش (شيراز) به خاك سپرده شد.

***

عباس دوران در سال 1329 در شهر شيراز ديده به جهان گشود. دوران كودكي، نوجواني و جواني را در شيراز گذراند و پس از اخذ مدرك ديپلم در سال 1349 به خدمت سربازي رفت.
پس از بازگشت، به دليل علاقه به يادگيري فن خلباني در سال 1351 وارد دانشكده خلبانى نيروى هوايى ارتش شد و پس از طى دوره مقدماتى پرواز در ايران، براى ادامه تحصيل و فراگيري دوره تكميلى خلباني به كشور آمريكا اعزام شده و در كم‌ترين زمان با اخذ نشان و گواهينامه خلبانى به ايران بازگشت و با درجه ستواندومي در پايگاه هوايي همدان مشغول به خدمت شد.
با شروع جنگ تحميلي، دوران در پست افسر خلبان شكارى و معاونت عمليات فرماندهى پايگاه سوم شكارى (شهيد نوژه) انجام وظيفه مى‏كرد و پس از مدتي، براي ادامه پروازهاي جنگي به پايگاه ششم شكاري بوشهر منتقل شد.

* عمليات را تا نابودي كامل ترك نخواهم كرد

هفتم آذرماه 59 عمليات مرواريد از سوي ارتش در حالي طراحي مي‌شود كه نيروي هوايي و نيروي دريايي در اين عمليات به صورت مشترك عمل كنند.
بدين لحاظ بهترين خلبانان پايگاه انتخاب مي‌شوند كه در بين انتخاب شدگان نام خلباناني چون سرلشكر شهيد عباس دوران، سرلشكر شهيد حسين خلعتبري، سرلشكر شهيد سيدعليرضا ياسيني و سرگرد شهيد حسن طالب‌مهر به چشم مي‌خورد.
در همان ساعات ابتدايي نبرد، در يك عمليات متهورانه، عباس دوران دو ناوچه نيروى دريايى عراق را در حوالى اسكله "الاميه " و "البكر " منهدم مي‌كند.
تا پايان عمليات، دوران و همرزمانش مرتبا هواپيما عوض مي‌كردند. بطوريكه بعد از فرود، دوران از هواپيما پياده مي‌شد و به هواپيماي ديگري كه مسلح بود سوار شده و به نبرد ادامه مي‌داد.
در اين زمان به او اطلاع داده مي‌شود كه بايد عمليات را نيمه تمام رها كند، كه عباس قبول نكرده و با رشادت تمام اين دو اسكله را نابود ساخت.

* آماده‌ام با اسراييل وارد جنگ شوم

به دليل رشادت‌هاي فراواني كه عباس دوران از خود نشان داده بود، علاوه بر يك درجه دوره‌اي، يك درجه تشويقي نيز به او داده و به درجه سرهنگ دومي مفتخر شد. در همين اوصاف فرماندهان تصميم مي‌گيرند كه با انتقال او و سپردن يكي از پست‌هاي حساس ستادي در تهران، از تجربياتش استفاده بيشتري كنند كه دوران نپذيرفته و مي‌گويد: «پرواز نكردن، براي من مثل مردن است.»
هيچ‌گاه در طول پرواز صحبت نمي‌كرد و هميشه مي‌گفت: «اگر از مسير منحرف شده و يا حالت نامتعادلي داشتم، با من صحبت كنيد، خودتان هم مواظب اطراف باشيد.»
همچنين بسياري از دوستانش از زبان او شنيده بودند كه اگر روزي هواپيماي من مورد هدف قرار گيرد، هرگز آن را ترك نمي‌كنم و با آن به قلب دشمن حمله‌ور مي‌شوم. بعدها او اين گفته خود را به اثبات رساند.
در زمان حمله ارتش اسراييل به لبنان، عباس دوران اولين خلبانى بود كه آمادگى خود را جهت نبرد با صهيونيست‏ها اعلام كرد.

* 120 پرواز عملياتي در 22 ماه

عباس دوران در طول 22 ماه حضور در جنگ، 120 پرواز عملياتي داشت. شايد هيچ خلباني پيدا نشود كه توانسته باشد از عهده اين كار برآيد و اين در آن زمان يك ركورد در نيروي هوايي محسوب مي‌شد. در بين نيروي‌هاي دشمن نيز دوران خيلي معروف بود و زهرچشمي از عراقي‌ها گرفته بود كه عراقي‌ها آرزو داشتند او را اسير كنند.

* خياباني به نام «دوران»

بهار سال 1360 بود كه مسئولين شهر شيراز تصميم مي‌گيرند به خاطر رشادت‌ها و دلاوري‌هاي عباس دوران، يكي از خيابان‌هاي اين شهر را به نام او كنند؛ لذا از دوران دعوت مي‌شود تا در مراسم شركت كند و او نيز قبول كرده و به آن جا مي‌رود كه از دوران به شايستگي تقدير مي‌شود.
از آنجايي كه او ضربات مهلكي به دشمن وارد كرده بود، هميشه عوامل نفوذي از جمله منافقين، قصد ترور وي را داشتند كه يكي از اين موارد هم در همين زمان بود كه اين ترور عقيم ماند.

* براي همسرم...

دلم نمي‌خواهد از سختي ها با همسرم حرفي بزنم. دلم مي‌خواهد وقتي خانه مي‌روم جز شادي و خنده چيزي با خودم نبرم؛ نه كسل باشم، نه بي‌حوصله و خواب‌آلود، تا دل همسرم هم شاد شود. اما چه كنم؟ نسبت به همه چيز حساسيت پيدا كرده‌ام. معده‌ام درد مي‌كند. دكتر مي‌گويد فقط ضعف اعصاب است. چطور مي‌توانم عصباني نشوم؟
آن روز وقتي بلوار نزديك پايگاه هوايي شيراز را به نام من كردند، غرور و شادي را در چشم‌هاي همسرم ديدم. خانواده خودم هم خوشحال بودند. حواله زمين را كه دادند دستم، من فقط به خاطر دل همسرم گرفتم و به خاطر او و مردم كه اين همه محبت دارند و خوبند، پشت تريبون رفتم. ولي همين كه پايم به خانه رسيد، ديگر طاقت نياوردم. حواله زمين را پاره كردم، ريختم زمين. يعني فكر مي‌كنند ما پرواز مي‌كنيم و مي‌جنگيم تا شجاعت‌هاي ما را ببينند و به ما حواله خانه و زمين بدهند؟
بايد با زبان خوش قانعش كنم كه انتقال به تهران، يعني مرگ من. چون پشت ميزنشيني و دستور دادن براي من مثل مردن است.
(دست‌نوشته‌اي از عباس دوران، هشتم تير 1360)
+ نوشته شده در  سه شنبه سی ام تیر 1388ساعت 21:11  توسط یاشار | 

ماجراي طنز


روزي مردي به سفر ميرود و به محض ورود به اتاق هتل ، متوجه ميشود که هتل به کامپيوتر مجهز است . تصميم ميگيرد به همسرش ايميل بزند . نامه را مينويسد اما در تايپ ادرس دچار اشتباه ميشود و بدون اينکه متوجه شود نامه را ميفرستد . در اين ضمن در گوشه اي ديگر از اين کره خاکي ، زني که تازه از مراسم خاک سپاري همسرش به خانه باز گشته بود با اين فکر که شايد تسليتي از دوستان يا اشنايان داشته باشه به سراغ کامپيوتر ميرود تا ايميل هاي خود را چک کند . اما پس از خواندن اولين نامه غش ميکند و بر زمين مي افتد . پسر او با هول و هراس به سمت اتاق مادرش ميرود و مادرش را بر نقش زمين ميبيند و در همان حال چشمش به صفحه مانيتور مي افتد:

گيرنده : همسر عزيزم

موضوع : من رسيدم

ميدونم که از گرفتن اين نامه حسابي غافلگير شدي . راستش انها اينجا کامپيوتر دارند و هر کس به اينجا مي اد ميتونه براي عزيزانش نامه بفرسته . من همين الان رسيدم و همه چيز را چک کردم . همه چيز براي ورود تو رو به راهه . فردا ميبينمت . اميدوارم سفر تو هم مثل سفر من بي خطر باشه . واي چه قدر اينجا گرمه  !!

منبع:http://jokestan.parsiblog.com

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و نهم تیر 1388ساعت 20:54  توسط یاشار | 
روزی یک مرد ثروتمند، پسر کوچکش را به یک ده برد تا به او نشان دهد مردمی که در آنجا زندگی می‌کنند، چقدر فقیر هستند. آنها یک روز کامل را در خانه‌ی محقر یک روستایی به سر بردند. در راه بازگشت و در پایان سفر، مرد از پسرش پرسید: "نظرت در مورد مسافرتمان چه بود؟" پسر پاسخ داد: "عالی بود پدر!" پدر پرسید: "آیا به زندگی آنها توجه کردی؟" پسر پاسخ داد: "فکر می‌کنم!" پدر دوباره پرسید: "چه چیزی از این سفر یاد گرفتی؟" پسر کمی اندیشید و بعد به آرامی گفت: "فهمیدم که ما در خانه یک سگ داریم و آنها چهارتا! ما در حیاطمان فانوس‌های تزئینی داریم و آنها ستارگان را دارند! حیاط ما به دیوارهایش محدود می‌شود، اما باغ آنها بی‌انتهاست!"

در پایان حرف‌های پسر، زبان مرد بند آمده بود. پسر اضافه کرد: "متشکرم پدر که به من نشان دادی که ما واقعاً چقدر فقیر هستیم!"

 

 

+ شیطان و مرد مؤمن

مردی صبح زود از خواب بیدار شد تا نمازش را در مسجد بخواند لباس پوشید و راهی مسجد شد اما در راه زمین خورد و لباسهایش کثیف شد. او بلند شد، خودش را پاک کرد و به خانه برگشت. لباسهایش را عوض کرد و دوباره راهی مسجد شد و درهمان نقطه مجدداً زمین خورد! او دوباره بلند شد، خودش را پاک کرد و به خانه برگشت. یک بار دیگر لباسهایش را عوض کرد و راهی مسجد شد. 
در راه با مردی که چراغ در دست داشت برخورد کرد و نامش را پرسید. مرد پاسخ داد: "من دیدم شما در راه به مسجد دو بار به زمین افتادید، از این رو چراغ آوردم تا بتوانم راهتان را روشن کنم."

 مرد از او تشکر کرد و هر دو راهشان را به طرف مسجد ادامه دادند. همین که به مسجد رسیدند، مرد اول از مرد چراغ بدست در خواست کرد تا به مسجد وارد شود و با او نماز بخواند. مرد دوم از رفتن به داخل مسجد خودداری کرد !!! مرد اول درخواستش را دوبار دیگر تکرار کرد و مجدداً همان جواب را شنید ! مرد اول تعجب کرد که چرا او نمی خواهد وارد مسجد شود و نماز بخواند!!! 
مرد دوم پاسخ داد: "من شیطان هستم." 
مرد اول با شنیدن این جواب جا خورد. شیطان در ادامه توضیح داد: 
"من شما را در راه به مسجد دیدم و این من بودم که باعث زمین خوردن شما شدم!وقتی شما به خانه رفتید، خودتان را تمیز کردید و به مسجد برگشتید، خدا همه گناهان شما را بخشید. من برای بار دوم باعث زمین خوردن شما شدم و حتی آن هم شما را تشویق به ماندن در خانه نکرد، بلکه با جدیت بیشتر به راه مسجد برگشتید. به خاطر آن، خدا همه گناهان افراد خانواده ات را بخشید. من ترسیدم که اگر یک بار دیگر باعث زمین خوردن شما بشوم، آنگاه خدا گناهان افراد دهکده تان را خواهد بخشید. بنا براین، من سالم رسیدن شما را به مسجد مطمئن ساختم"! 
 کار خیری را که قصد دارید انجام دهید به تعویق نیاندازید. زیرا هرگز نمی دانید چقدر اجر و پاداش ممکن است ازمواجه با سختی های در حین تلاش به انجام کار خیر دریافت کنید. 
پارسائی شما می تواند خانواده و قوم تان را بطور کلی نجات بخشد.
 

 

 

 


+ عشق بی‌پایان

پیرمردی صبح زود از خانه اش خارج شد. در راه با یک ماشین تصادف کرد و آسیب دید عابرانی که رد می شدند به سرعت او را به اولین درمانگاه رساندند . .
پرستاران ابتدا زخمهای پیرمرد را پانسمان کردند. سپس به او گفتند: "باید ازت عکسبرداری بشه تا مطمئن بشیم جائی از بدنت آسیب دیدگی یا شکستگی نداشته باشه "
پیرمرد غمگین شد، گفت خیلی عجله دارد و نیازی به عکسبرداری نیست .
پرستاران از او دلیل عجله اش را پرسیدند :
او گفت : همسرم در خانه سالمندان است. هر روز صبح من به آنجا می روم و صبحانه را با او می خورم. امروز به حد کافی دیر شده نمی خواهم تاخیر من بیشتر شود !
یکی از پرستاران به او گفت : خودمان به او خبر می دهیم تا منتظرت نماند .
پیرمرد با اندوه ! گفت : خیلی متأسفم. او آلزایمر دارد . چیزی را متوجه نخواهد شد ! او حتی مرا هم نمی شناسد !
پرستار با حیرت گفت: وقتی که نمی داند شما چه کسی هستید، چرا هر روز صبح برای صرف صبحانه پیش او می روید؟
پیرمرد با صدایی گرفته ، به آرامی گفت: اما من که می دانم او چه کسی است !

+ نوشته شده در  سه شنبه پنجم خرداد 1388ساعت 21:19  توسط یاشار | 
دكتر پورعباس رييس سازمان سنجش آموزش کشور با اشاره به پذيرش داوطلبان آزمون کارشناسي ارشد به دو شيوه آموزشي و آموزشي پژوهشي در آزمون امسال به ايسنا گفت: كارنامه و نتايج اوليه داوطلبان آزمون کارشناسي ارشد سال 88 اواخر ارديبهشت يا اوايل خرداد ماه سال آينده از طريق سازمان سنجش اعلام مي‌شود.

دكتر پورعباس همچنين از انتشار كليد نهايي سوالات آزمون كارشناسي ارشد تا ارديبهشت ماه خبر داد و گفت: آزمون کارشناسي ارشد 88 با شركت 722 هزار و 726 داوطلب در روزهاي 23تا 26 بهمن ماه برگزار شد.

تقويم زماني كنكور88؛

برگزاري كنكور در دهه اول تير

امكان اصلاح اطلاعات ثبت‌نامي در هفته آخر فروردين

دكتر توكلي معاون سازمان سنجش با بيان اينكه امكان اصلاح اطلاعات ثبت‌نامي داوطلبان كنكور 88 در هفته آخر فروردين فراهم شد، گفت: داوطلبان كنكوردر روزهاي اول و دوم تيرماه با مراجعه به سايت سازمان سنجش به نشاني www.sanjesh.org مي‌توانند نسبت به دريافت پرينت كارت ورود به جلسه اقدام كنند.

دكتر توكلي با اشاره به زمان دقيق برگزاري كنكور 88 اظهار كرد: آزمون سراسري سال 88 در صبح و بعدازظهر روزهاي پنج شنبه 4 و جمعه 5 و صبح شنبه 6 تيرماه در حوزه‌هاي آزموني سراسر كشور برگزار خواهد شد.

در اين رابطه دكتر پورعباس رييس سازمان سنجش آموزش كشور از شخصي سازي دفترچه‌هاي سوال در كنكور 88، توزيع اينترنتي كارت ورود به جلسه كنكور، امکان پذيرش بدون کنکور داوطلبان کنکور در 90 درصد ظرفيت رشته‌ها خبر داد.

وي با بيان اينكه در زمينه اجراييات و برگزاري كنكور هر ساله تغييراتي ايجاد شده است، اظهار كرد: امسال تلاش مي‌كنيم كه دفترچه‌هاي داوطلبان شخصي سازي شود يعني هر فرد دفترچه خودش را داشته باشد و اسم و مشخصات وي در دفترچه حك شده باشد.

گفتني است نتايج اوليه كنكور88 مرداد ماه و نتايج نهايي نيز شهريور اعلام مي‌شود.

برگزاري آزمون كارشناسي ارشد دانشگاه آزاد از 17 تا 19 ارديبهشت

مهندس مهرادفر معاون اجرايي مركز آزمون دانشگاه آزاد با اشاره به ثبت‌نام بيش از 385 هزار داوطلب در آزمون كارشناسي ارشد دانشگاه آزاد، از برگزاري آزمون كارشناسي ارشد دانشگاه آزاد از 17 تا 19 ارديبهشت ماه خبر داد.

وي با اشاره به زمان توزيع كارت ورود به جلسه آزمون به ايسنا گفت: كارت ورود به جلسه آزمون كارشناسي ارشد ناپيوسته دانشگاه آزاد از 13 تا 15 ارديبهشت ماه توزيع مي‌شود.

ثبت‌نام آزمون كارشناسي ناپيوسته88 از 23 فروردين آغاز مي‌شود

 توزيع اينترنتي كارت ورود به جلسه

برگزاري آزمون در اول مرداد

همچنين دكتر توكلي معاون سازمان سنجش اظهار كرد: ثبت نام براي شركت در آزمون پذيرش دانشجو از دوره كارداني به دوره كارشناسي ناپيوسته سال 88 از روز يكشنبه 23 فروردين 88 آغاز مي‌شود و در روز شنبه 29 فروردين 88 پايان مي‌پذيرد و ثبت نام در اين آزمون صرفا به روش اينترنتي است.

به گفته وي، آزمون داوطلبان تعدادي از كد رشته‌هاي امتحاني در صبح پنجشنبه و آزمون داوطلبان بقيه كد رشته‌هاي امتحاني در بعد از ظهر روز پنج شنبه اول مرداد 88 بر اساس برنامه زماني پيش بيني شده برگزار مي‌شود.

زمان دقيق برگزاري كنكور دانشگاه آزاد

مهراد فر معاون اجرايي مركز آزمون دانشگاه آزاد با بيان اينكه كنكور غير پزشكي دانشگاه آزاد در 11 تير و كنكور پزشكي در26 تيرماه برگزار مي‌شود، گفت: بيش از 800 هزار داوطلب براي شركت در كنكور دانشگاه آزاد ثبت‌نام كرده‌اند.

گفتني است، ثبت‌نام كنكور دانشگاه آزاد از 23 بهمن ماه آغاز و تا 17 اسفند ادامه داشت.

برگزاري آزمون كارشناسي ارشد رشته‌هاي علوم پزشكي در 28 خرداد

دكتر اسدي دبير شوراي علوم پايه پزشكي، بهداشت و تخصصي وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشكي، با بيان اينكه ثبت‌نام آزمون كارشناسي ارشد علوم پزشكي تا چهارشنبه 28 اسفند تمديد شده است، گفت: آزمون كارشناسي ارشد علوم پزشكي طي روزهاي 28 و 29 خرداد ماه سال آينده برگزار مي‌شود.

وي با تاكيد بر اينكه امسال مدارك داوطلبين همانند آزمون دستياري به صورت اينترنتي دريافت مي‌شود، به ايسنا خاطرنشان كرد: بنابراين داوطلبان از 15 تا 30 فروردين ماه بايد مدارك لازم را اسكن شده به صورت اينترنتي ارسال كنند.

جزييات برگزاري آزمونهاي فراگير دانشگاه پيام نور

دكتر حسيني رييس دانشگاه پيام نور با اشاره به ثبت نام در آزمون دوره‌هاي فراگير كارشناسي و كارشناسي ناپيوسته (كارداني به كارشناسي) سال88 دانشگاه پيام نور، گفت: كارت ورود به جلسه آزمون كارشناسي از 27 تا 29 مرداد و كارت آزمون كارشناسي نا پيوسته از 26 تا 28 مرداد بر روي سايت سازمان سنجش قرار مي‌گيرد. همچنين آزمون دوره‌هاي فراگير مقطع كارشناسي صبح جمعه 30 مرداد و آزمون كارشناسي ناپيوسته صبح روز پنج‌شنبه 29 مرداد برگزار خواهد شد و محل برگزاري آزمون در كارت ورود به جلسه دانش‌پذيران درج مي‌شود.

رييس دانشگاه پيام نور در خاتمه با اشاره به برنامه زمان بندي پيش‌بيني شده آزمون دوره‌هاي فراگير كارشناسي ارشد دانشگاه پيام نور سال 88 گفت: اين آزمون عصر روز جمعه 30 مرداد ماه برگزار مي شود و دانش‌پذيران بايد از27 تا 29 مرداد ماه با مراجعه به سايت اينترنتي سازمان سنجش به نشاني www.sanjesh.org نسبت به تهيه كارت و راهنماي ورود به جلسه آزمون اقدام كنند.

منبع: ایسنا

+ نوشته شده در  جمعه هفتم فروردین 1388ساعت 20:28  توسط یاشار | 
وبلاگ دبیرستان نمونه امام و پیش دانشگاهی امین شهرستان آذرشهر:

وبلاگ دبیرستان

+ نوشته شده در  شنبه بیست و یکم دی 1387ساعت 18:34  توسط یاشار | 
                      بدون شرح...

                       بدون شرح...

+ نوشته شده در  شنبه بیست و یکم دی 1387ساعت 18:25  توسط یاشار | 

 

يا رب اين عادت چه مي باشد كه اهل ملك ما

گاه بيرون رفتن از مجلس ز در رم مي كنند

جمله بنشينند با هم خوب و برخيزند خوش

 چون به پيش در رسند از يكدگر رم مي كنند

همچنان در موقع وارد شدن در مجلسي

گه ز پيش رو گهي از پشت سر رم مي كنند

در دم در اين يكي بر چسپ رود آن يك براست

از دو جانب دوخته بر در نظر رم مي كنند

بر زبان آرند بسم الله بسم الله را

گوئيا جن ديده يا از جانور رم مي كنند

اين كه وقت رفت و آمد بود اما اين گروه

در نشستن نيز يك نوع دگر رم مي كنند

فرضاً اندر مجلسي گر ده نفر بنشسته اند

چون يكي وارد شود هر ده نفر رم مي كنند

گوئي اندر صحنه ي مجلس فنر بنشانده اند

چون يكي پا مي نهد روي فنر رم مي كنند

نام اين رم را چو نادانان ادب بنهانده اند

بيشتر از صاحبان سيم و زر رم مي كنند

از براي رنجبر رم مطلقا معمول نيست

تا توانند از براي گنجور رم مي كنند

گر وزيري از در آيد رم مفصل مي شود

ديگر آنجا اهل مجلس معتبر رم مي كنند

ایرج میرزا

منبع www.janan.blogfa.com
+ نوشته شده در  دوشنبه هجدهم آذر 1387ساعت 0:42  توسط یاشار | 

خدای یگانه از زبان آخرین پیامبرش

 

 

آنچه آوردم گزیده ای از سخنان قصار حضرت محمد(ص) در کتاب نهج الفصاحة است:

 

۱.اگر میخواهید نزد خدا خداوند منزلتی والا یابید خشونت را با برداباری و محرومیت را با عطا تلافی کنید.

 

۲.خداوند ملّتی را که حق ضعیفان خود را نمیدهند پاک نمیگرداند.

 

۳.خداوند به صورت و اموال شما نمینگرد بلکه به دلها(=باطن) و  اعمال شما مینگرد.

 

۴.در موقع آسایش خدا را بشناس تا در موقع سختی تو را بشناسد.

 

۵.کسی که از گناه توبه میکند مانند کسی است که مرتکب گناه نشده است و کسی که از گناه آمرزش میطلبد و دوباره مرتکب آن میشود ؛ خدای خود را مسخره میکند.

 

۶.خدا را نزد بندگانش محبوب سازید تا شما را دوست بدارد.

 

۷.خداوند زیباست و زیبایی را دوست دارد ؛ بخشنده است و بخشش را دوست دارد ؛ پاکیزه است و پاکیزگی را دوست دارد.

 

۸.خداوند راستگوست ؛ با او راست باش.

 

۹.بدکاری که به رحمت خدای بلندمرتبه امید دارد از عابد مأیوس ، به خدا نزدیکتر است.

 

۱۰.هر کس در حضور مردم نماز خود را نیکو کند و به خلوت رود آنرا بد بجا آورد، این اهانتیست که به خدای خود میکند.

 

۱۱.از جمله عباداتهای نیکوی انسان، خوش گمان بودن به خداست.

 

۱۲.بدترین گناهان کبیره ، بد گمانی به خداست.

 

۱۳.به درستیکه خوش گمانی به خداوند از نیکویی عبادت است.

۱۴.خداوند فرشته ای دارد که هنگام نماز بانگ میزند ای آدمیزادگان برخیزید و آتشهایی را که (بواسطۀ گناه) بر خویشتن افروخته اید با نماز خاموش کنید.

 

۱۵.هر کس از خدا چیزی نخواهد ، خدا از او خشمگین میشود.

 

۱۶.دو رکعت (نماز) کسی که متوجه خدا باشد بهتر از هزار رکعت (نماز) کسیست که از خدا غافل است.

 

۱۷.اطاعت مخلوق در معصیت خالق روا نیست.

 

۱۸.جهادگر کسی است که در اطاعت خدا با نفس خود به جهاد بپردازد.

 

۱۹.خدای را چنان عبادت کن که گویی او را میبینی. اگر تو او را نمیبینی او تو را میبیند.

 

۲۰.دانش انسان همین بس که خدای یگانه را بپرستد و نادانی انسان همین بس که دلبستۀ نظر خود باشد.

 

۲۱.اگر مردی از روز تولدش تا روز مرگش ،در پیرمردی، برای جلب رضایت خدا بر چهرۀ خویش بغلطد(یعنی به سختی عبادت کند)؛ عمل خود را در رستاخیز کوچک خواهد شمرد.

 

۲۲.وقتی بنده از خدا بترسد خدا همه چیز را از او بترساند و اگر بنده از خدا نترسد خداوند او را از همه چیز بترساند.

 

۲۳.اگر از روی تقوای خدا ، از چیزی درگذری خداوند بهتر از آنرا به تو خواهد داد.

 

۲۴.خدا را از فضل او طلب کنید زیرا خدا دوست داردکه از او بخواهند و افضل عبادات انتظار فرج است.

 

۲۵. از خدا علمی سودمند بخواهید و از دانشی که سودی ندهد به خدا پناه ببرید.

 

۲۶.هر کس چهل صبحگاه (شبانه روز) برای خدا خالص شود چشمه های حکمت از قلب او بر زبانش جاری شود.

 

۲۷.اگر روزی بر من بگذرد و در آن روز دانشی نیاموزم که مرا به خداوند نزدیک کند طلوع آفتاب ان روز بر من مبارک مباد.

 

۲۸.رضایت هیچکس را در خشمگین کردن خداوند مجوی.

 

۲۹.بهترین کارها نزد خدا دوست داشتن و دشمن بودن در راه خداست.

 

۳۰.نشانۀ دوست داشتن خدای بلند مرتبه علاقه به یاد(ذکر) اوست و نشانۀ نفرت از خدای عزّوجلّ نفرت از یاد(ذکر) اوست.

 

۳۱.گروهی که با هم به یاد(ذکر) خدای بلندمرتبه بنشینند ، برنخیزند مگر آنکه به ایشان گفته شود: «برخیزید که خدایتان آمرزید و بدیهاتان را به نیکی تبدیل فرمود.»

 

۳۲.سه کسند که خداوند بلند مرتبه دعایشان را رد نمیکند: آنکه فراوان یاد خدا کند ، ستمدیده و پیشوای دادگر.

 

۳۳.ساعتی بدون ذکر خدا بر آدمیزاد نگذرد مگر آنکه در روز قیامت حسرتش را بخورد.

 

۳۴.رحمت خدا صد جزء است. یک جزء را میان خلق تقسیم فرموده و نود و نه جزء را برای رستاخیز نگهداشته است.

 

۳۵.کسی به بهشت میرود که که امید آن دارد و کسی از جهنم دور میماند که از آن بیمناک باشد و خداوند به کسی رحم میکند که (خود آن شخص در حق دیگران) رحم میکند.

 

۳۶.هر گناهی را ممکن است خدا ببخشد مگر کسی که به حال شرک بمیرد یا مؤمنی را بکشد.

 

۳۷.شرک در امت من از گذر کردن مورچه از کوه صفا در شب تاریک نهانتر است و نزدیکتر از همه (به شرک) آنستکه چیزی از ستم را دوست داری یا چیزی از عدل را دشمن داری.

 

۳۸.بخشش خدا، از گناهان تو بزرگتر است.

 

۳۹.خداوند بندگانی دارد که آنها را برای (رسیدگی به) نیازهای مردم خلق فرموده است.

 

۴۰.خدا برای هرکه نیکی خواهد او را در کار نیک دانا و به دنیا بی اعتنا کند و عیوبش را به وی بنمایاند.

 

منبع: وبلاگ سرباز اسلام                        www.anti-zandiq.blogfa.com

+ نوشته شده در  شنبه سی ام شهریور 1387ساعت 14:26  توسط یاشار | 

آيا ميدانيد كه آلبرت انيشتين تا سن چهار سالگي قادر به صحبت كردن و تا هفت سالگي قادر به نوشتن نبود؟

والدين و معلمهاي وي در مورد قابليت ذهني وي نگران بودند

معلم موسيقي بتهوون درباره وي گفت كه به عنوان يك آهنگساز نسبت به آينده وي نا اميدم اما اگر لودويك جوان به اين امر باور داشت چه مي شد؟

در زمان جواني توماس اديسون معلم وي اعتقاد داشت كه او بسيار كودن است و قادر به يادگيري هيچ چيزي نميباشد. يكبار اديسون گفت:به خاطر دارم كه هيچ زمان براي مدت زمان طولاني عادت نداشتم سر كلاس مدرسه باشم. هميشه تنبيه ميشدم و گوشه كلاس بودم... پدرم گمان ميكرد كه من كودن ام و من هم تقريبا بر اين باور بودم كه كودنم

اما اگر توماس جوان به عقايد ديگران باور داشت...؟

والت ديسني از دفتر روزنامه اي به عنوان ويراستار اخراج شد به اين دليل كه ايده خوب و مناسبي ندارد. اگر اين افراد به تمام صحبتها و عقايد توجه ميكردند چه اتفاقي مي افتاد ! دنياي بدون آواي موسيقي بتهوون يا افكار انيشتين و توماس اديسون چطور دنيايي بود؟

شما قابليت هاي فراواني داريد هنگامي كه به تمام آنها اعتقاد و باور داشته باشيد مي توانيد بيش از آنچه كه توانسته باشيد. آنگاه جايگاه خود را پيدا ميكنيد...........

نوشته: استيو گودير

 

+ نوشته شده در  دوشنبه هجدهم شهریور 1387ساعت 19:26  توسط یاشار | 
عکس های دوران دبیرستان یانگوم را در ادامه ی مطالب ببینید.................
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم مرداد 1387ساعت 15:5  توسط یاشار | 
اگر روزي دشمن پيدا كردي، بدان در رسيدن به هدفت موفق بودي!

 اگر روزي تهديدت كردند، بدان در برابرت ناتوانند!

 اگر روزي خيانت ديدي، بدان قيمتت بالاست!

 اگر روزي تركت كردند، بدان با تو بودن لياقت مي خواهد!

+ نوشته شده در  جمعه چهارم مرداد 1387ساعت 21:57  توسط یاشار | 

ده راهکار بسیار موثر برای نشان دادن با کلاسی  


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه سی ام تیر 1387ساعت 11:28  توسط یاشار | 

 

حوا از آدم مي‌پرسه: منو دوست داري ؟ آدم ميگه: مگه چاره ديگه‌اي هم دارم ؟؟!!

روز قيامت خدا به مردا ميگه: اونايي كه زن ذليل بودن سمت چپ بقيه سمت راست. همه ميرن سمت چپ فقط يكي نميره. خدا بهش ميگه چرا تو نرفتي اونور ؟ ميگه : خانومم گفته از جات تکون نخور!!!

 

در انتظارم بيا من آمدم پاي مسنجر شدم مسحور آواي مسنجر بيا هارد دلت را ما ببينيم گلي از كنج هوم پيجت بچينيم بيا آيكون نماي بينشانم كه من جز آدرس ميل ات ندانم بياامشب كمي آنلاين باشيم وياتاصبح تا سان شاين باشيم بيا فرهاد بي تو باز غش كرد وحتي هارد ديسكم هم قفل كرد بيا اي عشق دات كام عزيزم به پاي تو دبليوها بريزم بيا اي حاصل سرچ جهاني بيا اجرا كن آن فايل نهاني بيادردل تورا كم دارم امشب حدود 100گيگا غم دارم امشب!!!

دو تا خسیس با هم همسایه بودن ... هر سی ثانیه برق یکیشون می رفت ......... تحقیق می کنن می بینن از چراغ راهنمایی برق دزدیدن!!!

به یارو ميگن شما آشغالاتون رو تو چي ميريزيد ميگه لاي نون! ميگن لاي نون؟ ميگه نميدونم لاي نون يا ناي لون!!!

آفريقيها يه ضرب المثل دارن که ميگه:" هشابن تنت هب رس ماخيم"، يعنی خيلی دوستت دارم، اينقدر که جونم را برات ميدم، جالب اينه که اگه برعکس بخونی هم همين ميشه، ميگی نه بر عکس بخونش (حتماًبرعکس بخونیش ها)

 

 

بقیه در ادامه ی مطلب

 

فروش فيلم doom
فروش فيلم doom
Rank

یکی از جدید ترین فیلم هایی که من را شدیدا کنجکاو کرده بود فیلم Doom است . اولین چیزی که در ذهن کسی که با دنیای بازی¬های کامپیوتری هم سروسری دارد ظاهر می شود بازی ای با همین نام می¬باشد که فکر می¬کنم یکی از محبوب ترین بازی های اول شخصی است که تقریبا از سال 1993 با دوستداران بازی های کامپیوتری همراه بوده است. به هر حال چشم ما هم به جمال این فیلم روشن شد . اولین چیزی که در فیلم مورد نظر مورد توجه قرار می گیرد فضا سازی فیلم است که دقیقا فضای بازی Doom 3 را به خاطر می آورد. فیلم از دکوراسیون و فضاسازی خوبی برخوردار است . جلوه های ویژه فیلم هم در حین پیش پا افتادگی در نوع خود خوب کار شده و باور پذیر می باشند. همانند بازی این فیلم نیز در فضای بسته ای در کره مریخ اتفاق می افتد. فیلم از داستان بسیار ضعیفی برخوردار است . یک گروه کماندو ماموریت می یابند تا پایگاه فضایی شرکت UAC را از شر موجودات خونخواری که در اثر دستکاری ژنتیک انسان برای تولید ابر انسان یا Super Human بوجود آمده اند ، خلاص کنند. فیلم بعد از حوادث اندکی به شکل کاملا ناتمامی خاتمه می یابد ! فکر می کنم کارگردان در نظر دارد فیلم را با قسمت های دوم و سوم هم ادامه دهد. چون صرف کشتن چند هیولا فیلم پایان می یابد و هیچ نشانه ای از اینکه کل پایگاه از وجود آنها پاک شده است و ماموریت پایان یافته است به چشم نمی خورد . به هر حال کل فیلم هم زمان خیلی کمی دارد در حدود دقیقه که به نظر من برای یک فیلم حادثه ای و به نوعی ترسناک زمان کمی می باشد. کارگردان فیلم به نظر من به دنبال فتح گیشه از طریق حس کنجکاوی کسانی بوده که جزو طرفداران بازی هستند ، ولی در این راه هم به هیچ وجه موفق نبوده است . از بازیگران مطرح یا قدری مطرح این فیلم می توان از Rock ستاره عضلانی جدید سینمای هالیوود نام برد که تقریبا جایگزین آرنولد شوارتزنگر شده است و هم او راک را از دنیای مسابقات کشتی کچ به دنیای هالیود آورد ، همچنین می توان از Karl Urban بازیگر نقش Eomer در فیلم مطرح ارباب حلقه ها نام برد که نقش اصلی اول شخص Doom را بازی می¬کند.
شناسنامه فیلم :
نام فیلم : Doom
سال تولید : 2005
کارگردان : Andrzej Bartkowiak

 

 

 این فیلم در یک DVD با کیفیت واقعا محشر را می توانید با پرداخت ۲۰۰۰ تومان بابت فیلم و ۱۰۰۰ تومان بابت هزینه ی پست پیشتاز تهیه کنید. این فیلم به صورت کامل و بدون کوچک ترین سانسور بوده و برای تقویت زبان انگلیسی بسیار موثر است.(پیشنهاد میکنم دیگه فیلم دوبله نبینید و فیلم رو به زبان بین المللی ببینید.)

هزینه: ۳۰۰۰ تومان

۱ عدد DVD با مارک معتبر پرینکو

ارسال با پست پیشتاز و ۱ ساعت بعد از تماس

برای دریافت شماره حساب یا به ما ایمیل بزنید(victor_esnip@Yahoo.com) و یا در قسمت نظرات خصوصی با ما هماهنگ کنید.

شما می تونید با خرید سه فیلم اره ۱ و ۲ و دوم از تخفیف ویژه ای  بهره مند شوید.

   

 

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و پنجم تیر 1387ساعت 20:45  توسط یاشار | 

«امپراطور دریا» درامی ۵۰ قسمتی است برگرفته از رمانی با همین نام ونوشته «چوی‌این هو» ، این درام شرح زندگی یانگ بوم (در دوبله ایرانی گانگ بوك) است كه در زمان سلسله شیلا بر دریای آسیای شرقی حكومت می‌كرد و تجارت بین‌المللی را تحت كنترل خود داشت.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و پنجم تیر 1387ساعت 0:36  توسط یاشار | 

 

بعد عکس ها می رسیم به معرفی فیلم:

اره ۲   (saw 2)

تاریخ انتشار: ۲۸ اکتبر ۲۰۰۵

مدت زمان: ۹۱ دقیقه

کمپانی: لیونز گیت

درجه بندی: R

کارگردان: Darren Lynn Bousman

بازیگران: Donnie Wahlberg . Shawnee Smith . Tobin Bell . Franky G

 


داستان ادامه ی روند کشتار های جیگساو (پیرمرد روانی) است.اینبار داستان در یک اتاق از یک خانه ی عجیب شروع می شود و حدود ۵ یا ۶ نفر اسیر این خانه هستند و برای فرار باید از اتاقهای خطرناک این خانه که هر کدام مخصوص شکنجه ی یکی از آنهاست عبور کنند...
این فیلم همچنان خشونت فیلم اره ۱ را ادامه می دهد حتی در بعضی مواقع بطرز وحشیانه تری مثلا در آنجا که وسط یک اتاق را بصورت یک گودال کنند و آنجا را پر از آمپول کردند و قربانی باید برای فرار یک کلید را از زیر این سرنگها پیدا کند البته در اصل این مجازارت کسی بوده که دیگرانو معتاد می کرده اما یک زن به داخل گودال میره.
خلاصه به نظر من این فیلم خیلی بهتر از فیلم ۱ از آب در آمده.

 

قسمت دوم هم مانند قسمت اول این فیلم در یک DVD با کیفیت واقعا محشر را می توانید با پرداخت ۲۰۰۰ تومان بابت فیلم و ۱۰۰۰ تومان بابت هزینه ی پست پیشتاز تهیه کنید. این فیلم به صورت کامل و بدون کوچک ترین سانسور بوده و برای تقویت زبان انگلیسی بسیار موثر است.(پیشنهاد میکنم دیگه فیلم دوبله نبینید و فیلم رو به زبان بین المللی ببینید.)

هزینه: ۳۰۰۰ تومان

۱ عدد DVD با مارک معتبر پرینکو

ارسال با پست پیشتاز و ۱ ساعت بعد از تماس

برای دریافت شماره حساب یا به ما ایمیل بزنید(victor_esnip@Yahoo.com) و یا در قسمت نظرات خصوصی با ما هماهنگ کنید.

شما می تونید با خرید دو فیلم اره ۱ و ۲ از تخفیف ویژه ای  بهره مند شوید.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و سوم تیر 1387ساعت 21:22  توسط یاشار | 

"اینکه ناگهان صبح از خواب بیدار شوی و خودت را در سردابه ای گرفتار غل و زنجیر بیابی که اگر کلید آن زنجیرها را تا زمان معینی پیدا نکنی ، خواهی مرد و برای رهایی از آن مرگ خفت بار مجبور بشوی به دنائت دیگری دست بزنی و با دست خودت پایت را اره کنی تا از شر آن غل و زنجیرها خلاص شوی (اینها که گفته شد شروع قصه قسمت اول فیلم "اره" بود) موضوعی نیست که به راحتی بتوان ذهن را از دلهره اش پاک کرد. خصوصا در چامعه ای همچون آمریکا که بنا بر آمار ، بیش از 11هزار قتل با گلوله در سال را به چشم می بیند. اینچنین می شود که هرچقدر هم بخواهی به خودت بقبولانی که همه آنچه دیدی فقط یک فیلم بوده ، بازهم آسوده نمی گیری." اینها که خواندید حرف های من نبود ، بلکه درددل یکی از تماشاگران آمریکایی فیلم "اره" است که همین ماه پیش آن را دیده و نظرش را در سایت فیلم درج نموده است.

 

بقیه در ادامه مطلب.......... 

 


هشدار جدی

ديدن اين فيلم براي خانمها و آقايان زير پانزده سال شديدا و اکيدا ممنوع مي باشد
 

قسمت اول این فیلم در یک DVD با کیفیت واقعا محشر را می توانید با پرداخت ۲۰۰۰ تومان بابت فیلم و ۱۰۰۰ تومان بابت هزینه ی پست پیشتاز تهیه کنید. این فیلم به صورت کامل و بدون کوچک ترین سانسور بوده و برای تقویت زبان انگلیسی بسیار موثر است.(پیشنهاد میکنم دیگه فیلم دوبله نبینید و فیلم رو به زبان بین المللی ببینید.)

هزینه: ۳۰۰۰ تومان

۱ عدد DVD با مارک معتبر پرینکو

ارسال با پست پیشتاز و ۱ ساعت بعد از تماس

برای دریافت شماره حساب یا به ما ایمیل بزنید(victor_esnip@Yahoo.com) و یا در قسمت نظرات خصوصی با ما هماهنگ کنید.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه بیست و دوم تیر 1387ساعت 22:11  توسط یاشار | 
                               

باشگاه فوتبال آرسنال در سال ۱۸۸۶ به وسیله ی تعدادی از کارگران در کارخانه ی تسلیحات وولویچ آرسنال تاسیس شد. آنها ابتدا با نام Dial Square شروع کردند. سپس با نام رویال آرسنال و در پایان با نام وولویچ آرسنال از سال ۱۹۱۵ آرسنال به لیگ دسته اول وارد شد.

در دهه ی ۱۹۳۰ مدیر افسانه ای تیم هاربرت چاپمن با پنج قهرمانی لیگ برتر و دو FA cup تیم را به دوران طلایی خود رهنمون ساخت. افسار این قهرمانی ها با مرگ وی در سال ۱۹۳۴ از هم گسیخت.اما جورج آلیسون به مسند کار آمد و موفقیت های بیشتری را به ورزشگاه هایبوری تقدیم کرد.

بعد از جنگ جهانی دوم تام ویتاکر توپچی ها را به قهرمانی لیگ های ۱۹۴۸ و ۱۹۵۳ رساند. او همچنین FA cup ۱۹۵۰ را نیز ربود.در دوره ی بعدی هایبوری افت کرد تا زمانی که در سال ۱۹۶۶ برتی می به عنوان مدیر منصوب شد.آرسنال زیر نظر می تا جام باشگاه های اروپا در سال ۱۹۷۰ پیش رفت. این موفقیت ها با قهرمانی لیگ برتر و FA cup در فصل۱۹۷۱-۱۹۷۰ ادامه پیدا کردند.

در دهه ی ۱۹۷۰ و اوایل ۱۹۸۰ زیر نظر مدیریت تری نیل به سه فینال پی در پی FA cup و همچنین به فینال لیگ قهرمانان اروپا در سال ۱۹۸۰ رسید.

در سال ۱۹۸۶ جورج گراهام به عنوان مدیر به باشگاه پیوست. گراهام آرسنال را به شش پیروزی در هشت فصل رساند. از جمله ی آنان می توان به قهرمانی فصل ۱۹۸۹-۱۹۸۸ در آنفیلد اشاره کرد.قبل از آنکه در سال ۱۹۹۶ آرسن ونگر به عنوان اولین مربی خارجی باشگاه منصوب شود. بروس رویچ در دوران کوتاهی پس از جدایی گراهام مربیگری تیم را بر عهده داشت .

در فصل ۱۹۹۸-۱۹۹۷ باشگاه همزمان به دو جام لیگ برتر و FA cup دست یافت.همچنین در این سال ها یان رایت رکورد بیش تریت گل زده در تاریخ باشگاه را از آن خود کرد. ونگر راه خود را برای ساختن یک کلاس جهانی ادامه داد و در فصل ۲۰۰۲-۲۰۰۱ توپچی های آرسنال به سومین مقام قهرمانی لیگ برتر و FA cup دست یافتند. آنها در لیگ برتر راه پیروزی را در خارج از خانه ادامه دادند و در نهایت شایستگی این عنوان را در مقابل منچستر یونایتد و در ورزشگاه اولدترافورد ثابت کردند. این راه با آخرین پیروزی در FA cup در مقابل چلسی و در ورزشگاه کاردیف ادامه پیدا کرد..................

 

این ها همگی گذری کوچک بر تاریخچه ی عظیم باشگاه آرسنال هست. شما می توانید با خرید مجموعه ی تاریخچه ی باشگاه آرسنال مطالب مفصل تری را از گذشته و حال این باشگاه انگلیسی بدانید.

این مجموعه در ۳ عدد VCD تاریخچه ی رسمی باشگاه آرسنال به همراه تمامی لحظات ماندگار این باشگاه را از سال ۱۸۸۶ تا سال ۲۰۰۴ در بر دارد.شما فقط در این مجموعه قدیمی ترین سرنوشت سازترین و بهترین گل ها را در اختیار خواهید داشت.این مجموعه تماما انگلیسی بوده و ثانیه به ثانیه ی آن لحظات شیرینی را برای طرفداران این باشگاه معروف رقم خواهد زد.

قیمت ۳ حلقه وی سی دی ۳۰۰۰ تومان و هزینه ی ارسال پست پیشتاز ۱۰۰۰ تومان و در مجموع ۴۰۰۰ تومان خواهد بود. برای خرید این مجموعه ی کم نظیر و جذاب به ما از طریق victor_esnip@Yahoo.com ایمیل بزنیدو و یا در قسمت نظرات خصوصی نام و آدرس ایمیل خود را وارد کنید تا شرایط فروش اعلام شود.

+ نوشته شده در  شنبه بیست و دوم تیر 1387ساعت 1:7  توسط یاشار | 
آيا ميدانستيد؟

اسم تمام قاره ها با همات حرفي كه آغاز شده است پايان مي يابد.

مقاوم ترين ماهيچه در بدن زبان است.

كلمه ماشين تحرير "TYPEWRITER" طولاني ترين كلمه اي است كه مي توان با استفاده از حروف تنها يك رديف كيبورد ساخت.

شما نمي توانيد با حبس نفستان خوذكشي كنيد.

محال است كه آرنجتان را بليسيد.

جليقه ضدگلوله،ضد آتش،برف پاكن هاي شيشه جلوي اتومبيل وچاپگرهاي ليزري توسط زنان اختراع شدند.

پروانه ها با پاها يشان مي چشند.

نظير اثر انگشت،اثر زبان هر شخص نيز متفاوت است.

اكثر افراد در كمتراز ۷دقيقه خوابشان مي برد.

۶۵٪ افرادي كه دست چپند،تايپيستند.

غير ممكن است كه بتواني با چشم باز عطسه كني.

ما در طول زندگيمان،۱۸كيلو پوست مي اندازيم.

يكي از شگفتي هاي رياضي اين است كه وقتي عدد ۱۱۱۱۱۱۱۱۱ را در خودش ضرب كني جواب خواهد شد؛۱۲۳۴۵۶۷۸۹۸۷۶۵۴۳۲۱

" dreamt" تنها كلمه اي است كه در انگليسي با mt تمام مي شود.

تنها لغتي كه در انگليسي با تمام اصوات،پشت سر هم ادا مي شود "subkontinental" است.

لئوناردو داوينچي مي توانسته با يك دستش بنويسد و با دست ديگرش نقاشي كند.

فاصله ي بين آرنج تا مچ دست برابر با طول كف پاست.

از دست دادن تنها ۱٪ از آب بدن موجب تشنگي مي شود.

+ نوشته شده در  جمعه بیست و یکم تیر 1387ساعت 12:1  توسط یاشار | 
Onara onara aju ona بيا بيا برای هميشه بيا
ganara ganara aju gana برو برو برای هميشه برو
nanari naryodo motnonani من پرواز می کنم. اما با وجود اينکه دارم پرواز می کنم , من نمی توانم شاد باشم
aniri aniri aninone نه , با وجود اينکه من اونو دوست ندارم نمی خواهم شاد باشم
hey-ee-ya di-ee-ya heyeeyanara nino ......... chorus
ojido mothana daryogana با وجود اينکه من نمی توانم آن را انجام دهم من را هم به آنجا ببريد
aeya diya aeyanara niyo
chorus
ojido mothana daryo gana با وجود اينکه من نمی توانم آن را انجام دهم من را هم به آنجا ببريد

در ابتدا که معنی آن را می خوانيد چيز چندانی از آن متوجه نمی شويد ولی اگر مقداری آن را باز کنم مطمئنا بسيار پر معنی و تفکرانگيز است.
در کره جنوبی آرگومانهای بسياری در خصوص معنی شعر وجود دارد . نويسنده اين شعر " هيوم ایهم" بيان می کند که شعرش در خصوص زندگی دختران قصر که بايد کاملا باوفا نسبت به شاه باشند هست.
"اوه نا را" اين يک عبارت فشرده است که می گويد : اگر امپراتور دستور دهد , دختران ( معمولا بين سن 5 تا 7 سالگی ) برای هميشه بايد به قصر بروند.
"کا نا را" اينم يک عبارت فشرده است که می گويد : اگر امپراتور دستور دهد , برو برو (بيرون قصر) در کل يعنی اگر امپراتور دستور به ترک قصر دهد , بانوان دربار (معمولا به خاطر پيری که نمی توانند به امپراتور خدمت کنند) بايد برای هميشه قصر را ترک کنند.
"نا نا نی" نوعی زنبور عسل است که با وجود اينکه بال دارد نمی تواند پرواز کند. اين مقايسه می کند با دختران قصر که با وجود داشتن احساسات کاملا رمانتيک عاشقانه اما فقط بايد به امپراطور خدمت کنند.
و در نهايت " نا نا نی" می خواهد و تلاش می کند که پرواز کند اما نمی تواند.
+ نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم آذر 1386ساعت 19:38  توسط یاشار | 

پرده دوم : یک حقیقت کم باور

وقتی نویسنده ای داستانی را بر اساس اعتقادات و ایدئولوژی خود می نویسد ، سعی در القای اعتقاداتش به خواننده نیز هست . اگر باورهای خود را به طور مستقیم بیان کند نه تنها نتیجه نمی گیرد بلکه حتی ممکن است تاثیر عکس هم داشته باشد . پس باید سعی در پنهان کردن عقاید خود در پشت کلمات نماید . باید از رک گویی تا می تواند بکاهد و در صورت امکان از نمادها استفاده کند . نمادها... حقه ای که خانم رولینگ در داستان خود از آن به نحو احس استفاده کرده . خوانندگان خانم رولینگ در مواجهه با نمادهایی که او از آنها استفاده کرده به صورت ناخودآگاه احساس مثبتی نسبت به آنها خواهند داشت و در صورت برخورد با آنها در دنیای واقعی برداشت مثبتی از آنها خواهند کرد . خواه این نمادها در راه خوبی بکار روند و خواه در راه شر و بدی .

مثال بارز این نمادها در داستان خانم رولینگ حیوانات ، اعداد ، نحوه پوشش و به طور ویژه جادو می باشد . در مورد حیوانات ، اعداد و نحوه پوشش در مستندی که از شبکه دو پخش شد بحث شده است ؛ اما جادو :

سران لابی صهیونیسم دنیای عزم جدی بر نابودی هر عقیده ای دارند ، آنان تمامی اصول و تئوریها را بهم می ریزند . جوانان را در دنیایی از خیالات و اوهام شاعرانه گرفتار می سازند و به وقت استیصال و سرخوردگی ، لحظه ای که جوان به هر چیزی چنگ می زند تا خود را از مهلکه نجات دهد ، فرقه و مذهبی جعلی را در مقابل او می گذارند .

در طی ۲۵ سال گذشته به دنبال روی آوردن مردم به معنویات و به منظور جلوگیری از گرایش مردم به سوی ادیان الهی بیش از ۲۵۰۰ (دو هزار و پانصد) فرقه جدید ساخته شد .

یکی از این فرقه ها شیطان پرستی نام دارد که بنیانگذار آن یک یهودی از خاندان لوی به نام آنتوان لوی می باشد . از اشکال مختلف این فرقه می توان به رپ ، هوی ، متالیکا ، و فراکسیستها اشاره کرد . از ویژگی های این فرقه نزدیکی بسیار زیاد آن با جادوگری - witchcraft - است که جوانان بسیاری را به دنبال خود کشانده و بیشتر از همه خود را در قالب گروههای موسیقی و در سال های اخیر در قالب ادبیات به جوامع معرفی کرده است .

اما چرا شیطان پرستان علاقه بسیاری به استفاده از نام جادو در ادبیات و اعمال خود دارند ؟

پاسخ این سوال را می توان در نفرتی جستجو کرد که ادیان الهی از جادو دارند و همچنین جذابیت جادو برای جوانان .این فرقه ضد دین و خداست و بنابراین از هر چه که بوی ناپاکی از آن ساطع گردد حمایت می کند و در این میان جادو ابزاری است که با بال و پر دادن دروغین به آن ، می توان آن را جذاب و حتی مفید معرفی کرد . همچنین می توان آن را ابزاری معرفی کرد که با وجود آن دیگر نیازی به خداوند نیست - البته باید در نظر داشت که جادو قدرت شیطانی بسیار کم و پست و بی ارزشی است که نمی توان با آن کار زیادی انجام داد ؛ جهت آشنایی با جادو می توانید به کتاب گناهان کبیره رجوع نمایید - .

داستان هری پاتر بر اساس جادو و جادوگری است . اما این امر به تنهایی برای معرفی این کتاب به عنوان مروج شیطان پرستی کافی نیست . پس باید به دنبال نمادها و نشانه های دیگری بود تا آنها را همچون قطعات پازل در کنار هم گذاشت و تصویر درب شیطان پرستی را کامل کرد .

هری به معنای غارت کردن ، ویران کردن ، آزردن و به ستوه آوردن است و پاتر نیز در معنای مزاحم شدن ، مصدع شدن و پرسه زدن به کار می رود . اول موجودی که از دنیای جادوگری پیش هری پاتر می آید جغدی است که در فرهنگ بسیاری از نقاط دنیا نماد شومی و اخبار بد است . هری پاتر در سن یازده سالگی قدم به دنیای جادوگری می گذارد و یکی از کشیشان انگلیکی قرن نوزدهم ، EW Bullinger ، در طی تحقیقات خود از انجمن های سری و صهیونیستی عدد یازده را به معنای قانون شکنی و بی نظمی و نقصان و فروپاشی یافته است - چرا رولینگ یازده یالگی را برای ورود به دنیای جاوگری و مدرسه هاگوارتز انتخاب کرده ؟ مگر بهترین سن برای شروع یادگیری هفت سالگی نیست ؟- . البته در این زمینه می توان گوشه چشمی هم به یازدهمین ماه تقویم عبری مردم رژیم صهیونیستی نمود که در این ماه نهمین روز را به یاد ویران شدن معبد اول توسط بابلی ها ، خراب شدن معبد دوم توسط رومن ها ، شکست رومن ها از ارتش سیمون بار کوچیا ، اخراج یهودیان از انگلستان توسط شاه ادوارد اول ، اخراج یهودیان از اسپانیا توسط شاه فردیناند و ایزابلا ، و ... روزه می گیرند !

هر چقدر هری پاتر بیشتر با دنیای جادوگری انس می گیرد ، حرمت دری های اخلاقی او نیز بیشتر می شود که این امر برابر با این اعتقاد شیطان پرستان است که امکان ندارد در لجن زار زندگی کنی و خود به لجن آلوده نشوی .

هری پاتر در حکم درب جدیدی است برای ورود جوانان - به خصوص جوانان جهان غرب - به دنیای شیطان پرستان . البته بسیاری از طرفداران هری پاتر از دانستن حقیقت می ترسند و همانند مشرکان عصر اولیه اسلام که گوشهای خود را وقت قرائت قرآن می گرفتند تا صدای قرآن را نشنوند ، گوشهای خود را بر هر چه انتقاد است می بندند تا به خیال خود از این حقیقت تلخ که هری پاتر آن چیزی نیست که آنها فکر می کنند ، بگریزند .

اگر این داستان سراسر در خیالات انسانها سپری می شود و انسانها در دنیای واقعی برای آن اهمیتی قائل نیستند و این داستان در دیدگاه انسانها نسبت به هستی تاثیری ندارد ، پس چرا بعد از انتشار مجموعه هری پاتر گرایش به جادوگری در اروپا به شدت افزایش داشته است ؟ دوستان طرفدار هری پاتر پاسخ دهند .

یا حق

+ نوشته شده در  سه شنبه سوم مهر 1386ساعت 0:36  توسط یاشار | 

پرده اول : زندگی و زمان یک نوجوان غربی با هری پاتر

هری پاتر...پسری یازده ساله که پدر و مادر خود را از دست داده و پیش خاله و شوهر خاله خود زندگی می کند . زندگی او کسالت بار است ، اطرافیانش به او محل نمی گذارند و حتی اذیتش می کنند ، با محیط خود هماهنگ نیست یا بهتر است بگوییم محیط با او هماهنگ نیست و با او سر ناسازگاری دارد . چرا همه از حضور او ناراضی اند ؟ این سوالی است که ممکن است هری از خود کرده و در کتاب از قلم افتاده باشد .

خود را به جای هری می گذارم ... احساس غربت می کنم من متعلق به این نوع زندگی نیستم . من باید متعلق به دنیا و زندگی دیگری باشم .

به ناگاه آن واقعه غریب رخ می دهد . جغدی که در دنیای کنونی ام نماد اخبار شوم است برایم خبری خوش و رویاگونه می آورد. عجب مگر جغد خبر شوم نمی دهد؟ پس چرا برای من خبر خوش آورده ؟ آیا این خبر استثناست و یا اینکه دنیای کنونی ام اخبار خوبی را که برای آنها گنگ و نامفهوم است شوم می نامند ؟

اطرافیان شروع به مقابله با خبر می نمایند تا اینکه مردی از دنیای جدید وارد زندگی ام می شود .

آه...چه حس خوبی به من دست می دهد ، احساس رها شدن در ذهن .

روزها از پی هم می گذرند تا اینکه وارد دنیای جدید می شوم . اینجا همه چیز ۱۸۰ درجه با دنیایی که پشت سر گذاشتم متفاوت است . اینجا همان است که من می خواستم همان است که باید باشد ... .

از قالب هری پاتر خارج می شود و به تامل می پردازم . دنیایی که در داستان هری پاتر دیدم در همسایگی ماست ولی انگار وجود ما برای این همسایه چندان اهمیتی ندارد . آنها ما را ماگل یا همان مشنگ می نامند . آنها نگهبانان اصلی هستی اند . نیرویی به اسم جادو در آنهاست که آنان را حتی از خدا بی نیاز می سازد .

احساس می کنم که زندگی همان طور که برای هری پاتر کسالت بار و پر از رنج بود با شدت کمتر و حتی بیشتر برای من نیز کسالت بار و پر از رنج شده . زندگی هر روزه مان خواب و کار و غذا شده . زندگی مان پوچ است ... این احساس پوچی چه عذابم می دهد ، نظمی که در عالم هست چه بیهوده می نماید زمانی که مانع لذت بردن از زندگی شود . راستی ! دو گروه مرا به سوی خود دعوت می کنند گروه اول معنویات و گروه دوم پوچ گرایان که از میان آنها به طور اخص صدای دعوت شیطان پرستان را می شنوم. گروه اول امید به آدمی می دهد از خدا و جهان دیگر حرف می زند از هدفی بسیار والا سخن می گوید ولی بسیاری از سخنانشان برای من که صبر برایم معنا ندارد تحمل ناپذیر است {البته شاید دلیل اصلی تحمل ناپذیری این نوجوان غربی این باشد که از دین جز مسیحیت تحریف شده چیز دیگری را نمی شناسد} نمی دانم چرا حوصله فکر کردن به آنها را ندارم و بیشتر می خواهم در خیالات غوطه ور شوم .

اما گروه دوم ، آنها به پوچی جهان هستی باور دارند و به همین خاطر متقداند که باید خلاف رودخانه شنا کنی تا بتوانی از زندگی پوچت لذت ببری و جادو را نیز حقیقتی انکارناپذیر می پندارند .آنها مانند هری پاتراند.

به درون هری بازمی گردم . دنیای جدیدم درگیر جنگی است که اولین مدافع آن من می باشم . دوستانی به دست می آورم و همچنین دشمنانی ، و دوستانی از دست می دهم و در ضمن دشمنانی را ؛ چه چیز این دنیا برایم جالب است ؟ شاید غیر قابل پیش بینی بودن آن و یا متفاوت بودن آن .همین فکرهاست که فکرم را به تمسخر می گیرند . روزها و ماهها از پی هم می گذرند و من به خیال آنکه باید برای نجات خود با دشمن اصلی ام بجنگم مشغول جنگی فرسایشی با او می شوم اما در اوخر جنگ من باید نجات دوستانم خود را به کشتن دهم نه فقط برای خود .

از درون هری پاتر بیرون می آیم . او مشکلات زیادی را گذرانده ولی هنوز هم من می خواهم جای او باشم . چرا ؟ نمی دانم ... من داستان هری پاتر را تا انتها می خوانم و به پایان سونامی هری پاتر در دنیای ادبیات می رسم اما هنوز هم چیزی را نمی فهمم ، چرا هری پاتر برای آرمانش ، عقیده اش و نجات جامعه خود برای مرگ که آنهم ساختگی بود پیش قدم نشد ؟ چرا فقط به خاطر دوستانش ؟ آیا آرمان و عقیده و جامعه او فقط در دوستانش خلاصه می شد ؟ آیا مصون ماندن آنها از مرگ به دست دشمن هری کافی بود ، یعنی آنها تا آخر به هری پاتر وفادار می ماندند ؟ و یا تقدیر این بود و هری پاتر نباید دخالتی در سرانجام ماجرا می کرد اگر اینطور باشد یعنی همه آرمانها و آرزوهای ما هیچ است و ما فقط در خیالات خود به دور خود می چرخیم ؟

اصلا چرا دامبلدور به هری پاتر دروغ گفت و حقیقت را هری پاتر تمام و کمال در دنیایی فراتر از دنیای ما یافت ؟ یعنی دنیای او هم مانند دنیای شیطان پرستان معتقد بود که زندگی در این دنیا بر پایه دروغ است و حقیقتی را جستجو می کنی که در این جهان یافت نمی شود ؟نمی دانم با گفتن اینکه این کتاب فقط برای سرگرمی است و سبک رئالیسم جادویی و یا به طور عالم تر سبک فانتزی موجب برخی مقتضیات برای نویسنده است خود را رها سازم و یا در جستجوی پاسخی برای سوالاتم باشم . نویسنده واقعا به دنبال چه بود ؟ او می خواست من بعد از خواندن کتابش چه احساسی داشته باشم ؟ نمی دانم .

یا حق .

منبع: وبلاگ برادرم رامین

+ نوشته شده در  یکشنبه یکم مهر 1386ساعت 18:36  توسط یاشار | 
کامران بعد از آغاز کردن دوره دبيرستان در مونترال کانادا علاقه شديد و قابل توجهی توجهي به موزيك در بين خانواده و دوستانش پيدا كرد . او در سنين جواني به يك گروه پيوست . او خواندن را در در كلوب هاي مختلف در هر هفته شروع كرد ، اگر چه او در اين راه بسيار جوان بود . تحصيل در مدرسه براي او قسمت بزرگي از زندگي بود ، رشته تحصيلي او به مدت سه سال تكنسين خلباني بود . بعد از مهاجرت به ونكور ، كامران به رامين زماني پيوست ، كه رامين آگاه بود نسبت به موسيقي البته نه تنها در مونترال بلكه مبتكر در موسيقي ايراني كه با يكديگر به شهرتي در يك محله در گروهي كه پرواز ناميده مي شد رسيدند . اشخاص ديگري در اين گروه جايگاه هاي ديگري داشتند . فريدون ، هنگامه ، و كامران ، سه نفر خواننده اين گروه بودند و در تمام مدت رامين زماني نوازنده گيتار وكال بود و علي الهي كيبورد مي نواخت و علي قاسمي هم نوازنده پركاشن بود . آنها با همديگر يك آهنگ بنام ايران ، ايرانم را در سراسر جهان انتشار دادند . اين بزرگترين موفقيتي بود كه آنها كسب كرده بودند . آهنگ ايران ، ايرانم نوشته ، ساخته  و تنظيم رامين زماني بود . بزرگترين فرصت غيره منتظره در راه بود ، وقتي كه بزرگترين گروه موسيقي پاپ ايران در حال شكل گيري بود ، "بلكتز " ،شهبال شبپره يكي از با نفوذ ترين اشخاصي بود كه در موسيقي ايران محبوبيت بسياري داشت ، او با كامران ملاقات كرد . بعد از اين ملاقات كامران و برادرش هومن عضو هاي جديدي از بلكتز بودند . اين تصاحب يك فرصت باورنكردني در مرحله اي ديگر در زندگي كامران بود . كامران مفتخر بود از اينكه عضوي از گروهي شده كه سوپر استار هاي و موزيسين هاي متعدد و مطرحي در موسيقي ايراني داشته است .

WWW.IRLENZ.COM

اسم كامل :  هومن جعفري
 
تاريخ تولد :  23 نوامبر
 
محل تولد :  تهران - ايران
 
محل بزرگ شدن:  كانادا - آمريكا
 
رنگ مو :  مشكي
 
رنگ چشم :  قهوه اي تيره
 
محل زندگي :  كاليفورنيا
 
نام مستعار :  هامي
 
خانواده : كتي خواهر كوچكتر ، مادر و پدر
 
اسم كامل :  كامران جعفري
 
تاريخ تولد :  25 نوامبر
 
محل تولد :  تهران - ايران
 
محل بزرگ شدن:  ايران - كانادا - آمريكا
 
رنگ مو : مشكي
 
رنگ چشم :  قهوه اي تيره
 
محل زندگي :  كاليفورنيا
 
نام مستعار :  كامي

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم خرداد 1386ساعت 18:54  توسط یاشار | 
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم خرداد 1386ساعت 18:44  توسط یاشار | 

افسر لی

+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم خرداد 1386ساعت 11:19  توسط یاشار | 
مقدمه: سريال جواهري در قصر كه چند قسمتي از پخش آن در ايران مي گذرد هر جمعه شب ساعت ۹:۳۰ از شبكه ي دوم سيما پخش، و شنبه ساعت ۱۲:۴۵ تكرار مي شود. با توجه به علاقه ي بسياري كه به اين سريال دارم، مقاله اي در مورد پيشينه ي تاريخي، بازيگران، داستان و لينك هاي مربوط به اين سريال جمع آوري كرده ام. اميدوارم مورد توجه دوستان عزيز قرار بگيرد.

شناسنامه ي سريال:

سال و محل توليد: اين سريال محصول كشور کره ی جنوبی بوده و براي نمايش در شبكه ي كره اي MBC توليد شده است. مراحل توليد آن در 15 سپتامبر 2003 آغاز و در 30 مارس 2004 پايان يافته است.

عنوان: عنوان اين سريال كه بر اساس يك داستان واقعي ساخته شده است، «دائي يانگ گيوم» (Dae Jang Geum) مي باشد. اين فيلم در كشورهاي انگليسي زبان با نام Jewel In the Palace كه در زبان فارسي معادل «جواهری در قصر» مي باشد به نمايش در آمده است.

كارگردان و بازيگران: كارگردان اين سريال لي بيونگ هون (Lee Byoung-hoon) و بازيگر اصلي آن «لي يونگ آئي» (Lee Young-ae) در نقش يان گوم مي باشد. جي جين هي (Ji Jin-hee) ، پارك ايون هاي (Park Eun-hye) و هونگ ري نا (Hong Ri-na) از ديگر بازيگران اين سريال مي باشند.

ژانر: بر اساس دسته بندي IMDb اين سريال در ژانر درام (Drama) قرار مي گيرد و بر اساس دسته بندي ويكي پديا ژانر آن درام، تاريخي (Historical) و سوآپ اپرا (Soap Opera) مي باشد. تعريف درام بر اساس فرهنگ لغت جيبي افشار عبارت است از: «فيلمنامه اي جدي كه در آن هر رويدادي، خواه غم انگيز يا خنده دار، وجود داشته باشد، بي آنكه به آن شكل كمدي يا تراژدي بدهد.» و تعريف Soap Opera در فرهنگ لغت آكسفورد عبارت است از: «داستاني در مورد زندگي گروهي از مردم، كه در تلويزيون يا راديو، هر روز يا هر چند روز يك بار پخش مي شود.»

تعداد قسمت هاي سريال: سريال جواهری در قصر در 54 قسمت يك ساعتي تهيه شده است. سريال دوبله شده براي سيماي ايران در ۵۰ قسمت آماده ي نمايش شده است.

۲ محبوبيت سريال در جهان:

سريال جواهری در قصر كه از آن با عنوان «Most Popular Korean Drama of All Time» و «Forever Popular Korean Drama» به معناي «محبوبيت ترين درام كره اي تمام دوران» ياد مي كنند يكي از پرطرفدارترين سريال هاي تاريخ اين كشور مي باشد. حتي دايرةالمعارف ويكي پديا كه به عنوان يكي از بي طرف ترين منابع اطلاعاتي جهان شناخته مي شود از اين سريال با همين عنوان ياد كرده است. (منبع 1 ، منبع 2 ، منبع 3)

همچنين در يك نظرسنجي كه در تاريخ 11/1/2007 (هفت روز پيش از ترجمه مقاله) در بين 3000 هزار شركت كننده ي ژاپني براي تعيين برترين فيلم و سريال كره اي برگذار شد اين سريال با 36% آرا رتبه ي اول و «زمستان سوناتا» با 19% آرا دوم شد. (منبع)

امتياز كاربران به اين سريال در سايت IMDb (تا اين لحظه) برابر با 8.9 از ۱۰ است و اين در حالي است كه محبوب ترين فيلم اين سايت امتيازي برابر با 9.1 دارد. (منبع) اگر مي خواهيد به اين سريال راي بدهيد بايد ابتدا به عضويت در سايت IMDb در آييد.

همچنين در سايت سيماي ايران نيز اين فيلم تا به حال با مجموع 164 هزار و 195 راي در رتبه ي دوم سريال ها و فيلم هاي حال حاضر سيماي ايران قرار دارد. (منبع) براي راي دادن به اين سريال مي توانيد از لينك هاي پايان مقاله بهره ببريد.

۳ آشنايي با لی یونگ آئی ، بازيگر نقش یانگوم:

سال تولد: 31 ژانويه 1971 - محل تولد: سئول

قد: 165 سانتي متر - وزن: ۴۸ كيلوگرم - گروه خوني: AB

سرگرمي ها: خوانندگي، شنا، اسب سواري و نواختن پيانو

زبان: مسلط به زبان هاي انگليسي، كره اي و آلماني

خلاصه ي بيوگرافي: لی یونگ آئی يكي از مشهورترين بازيگران كره ي جنوبي است كه طرفداران بسياري در شمار فراواني از كشورهاي جهان و به خصوص كشورهاي شرق و جنوب شرقي آسيا دارد. يونگ آئي لقب «دختر اكسيژن» (Oxygen Lady) را پس از اولين حضور خود در تلويزيون (به عنوان مدل) به دست آورد. او اوج شهرت و محبوبيت خود را در بين كشورهاي شرقي آسيا، پس از ايفاي نقش در سريال جواهری در قصر كسب كرد. در هنگام پخش آخرين قسمت اين سريال در هنگ كنگ، بيش از نيمي از كل جمعيت اين كشور پاي تلويزيون هاي خود بودند. در چين صدها ميليون تماشاگر براي مشاهده ي اين سريال كه نيمه شب ها پخش مي شد، بيدار مي ماندند.

پس از بازي در اين سريال از لي يونگ آئي براي سفر به كشورهاي مختلف از قبيل سنگاپور، چين، هنگ هنگ، تايوان و ژاپن دعوت به عمل آمد. جمعيت طرفداران در اين سفرها شگفت انگيز بود. در ژاپن شبكه ي NHK كه بيش از 10 شبكه ي تلويزيوني و راديويي بزرگ را در ژاپن و سراسر جهان در زيرمجموعه ي خود دارد، پس از 12 سال براي اولين بار از تالار خود براي پذيرايي از يونگ آئي بهره برد. در چين يك مدرسه پس از كمك هاي مالي يونگ آئي به اين مدرسه، نام خود را به مدرسه ي ابتدايي لي يونگ آئي تغيير داد.

لي يونگ آئي برنده ي جايزه ي بهترين بازيگر سال در جشنواره ي بلو دراگون در سال 2005 و جايزه ي بهترين بازيگر زن در جشنواره ي بيكسنگ آرت سال 2006 براي آخرين فيلم خود «همدردي براي بانو گيوم جا» (Sympathy For Lady Vengeance) مي باشد.

۴ پيشينه ي تاريخي:

«اگر مي خواهيد داستان سريال مشخص نشده و سريال لوث نشود اين قسمت را نخوانيد.»

يانگوم (نقش اول سريال) يك شخصيت حقيقي است كه چند سند تاريخي مبهم و ناكامل از حيات وي در طول فرمانروايي پادشاهان سلسله ي Joseon خبر مي دهند. اطلاعات اين اسناد بسيار سطحي و گذرا است و بنابراين، اطلاعات چنداني از شرح زندگي يانگوم در دست نيست.

بر اساس اين اسناد، پادشاه جيانگ يونگ به سبب دانش پزشكي يانگوم و براي قدرداني از وي، مقام پزشك خاندان سلطنتي را به وي پيشنهاد مي كند و براي اولين بار در تاريخ اين كشور يك زن به اين مقام دست مي يابد.

از اين پس است كه يانگوم كه توانسته بود بر مقام اجتماعي ضعيف خود به عنوان يك دختر سطح پايين در نظام اجتماعي مردانه و تبعيضات اجتماعي غلبه كند، صاحب سومين مقام برتر درباري (پزشك سلطنتي) مي شود. لقب دائي (Dae) به معناي بزرگ بعد از اين ماجرا به وي اهدا و نام وي به Dae Jang Geum يعني يانگوم بزرگ تغيير مي يابد.

پژوهشگران هنوز بر سر اين مسئله كه يانگوم يك شخصيت حقيقي است يا تجسمي افسانه اي است از زنان بزرگي كه در رشد مقام اجتماعي زنان نقشي ايفا كرده اند و نام آنها براي هميشه به فراموشي سپرده شده است به توافق نرسيده اند. اگر يانگوم يك شخصيت حقيقي باشد ارزش حقيقي كار او وقتي مشخص مي شود كه بدانيم از آن پس (سال 1600 ميلادي) تا به امروز (سال 2007 ميلادي) هيچ زني نتوانسته است به مقام پزشك درباري يا پزشك رياست جمهوري در اين كشور دست يابد

+ نوشته شده در  شنبه دوازدهم خرداد 1386ساعت 10:30  توسط یاشار | 
گر بمیرد پسری دختری ترشیده شود       گر بمیرند پسران لیته شود کل جهان

گر بمیرد دختری از قبر او روید گلی         گر بمیرند دختران دنیا گلستان می شود

+ نوشته شده در  شنبه دوازدهم خرداد 1386ساعت 10:29  توسط یاشار | 
Free Image Hosting at allyoucanupload.com Free Image Hosting at allyoucanupload.com Free Image Hosting at allyoucanupload.com Free Image Hosting at allyoucanupload.com
+ نوشته شده در  پنجشنبه دهم خرداد 1386ساعت 13:59  توسط یاشار | 
   

spider_man_three_ver2

Action / Adventure / Sci-Fi / Thriller  - 2007

اسپایدرمن ، مثل خیلی از شخصیت های دیگه کمیک های Marvel و DC ، برای من ، یادآور

دوران بچگی و سوپر قهرمان های توی کتاب های مصور هستش ! بتمن ، مرد نامرئی ، هالک ،

چهار شگفت انگیز ، سوپر من و خلاصه همه این جک و جونورهای عجیب و غریب ، یه بخش

زیادی از خاطرات کودکی من و خیلی از دوستانم رو میسازند !

بحث و جدل فوق العاده جدی با بقیه رفقا که تو دعوای گروهی !!! کدوم یکی از این عجایب

خلقت ، میتونه بقیه رو به F بده !!! ( من از بچگی طرفدار Batman بودم !!! اصولا با کلاس تر از

بقیه به نظر میرسید و بیشتر به آدمیزاد میزد کارهاش !!! )

فیلم Spiderman 3 ، در ادامه دو قسمت قبلی زندگی پیتر پارکر ( با بازی Tobey Maguire ) رو

بیان میکنه که پس از گزیده شدن توسط یه عنکبوت عجیب و غریب ، تواناییهای فوق العاده ای

پیدا کرده و تو این قسمت هنوز با یکی از دشمنان قدیمی ( هری آزبورن - پسر Green Goblin یا

همون جن سبز قسمت اول ) سر کشته شدن پدرش درگیره و از طرفی پای دو تا دشمن جدید

هم وسط میاد ! یکی Venom و دیگری Sandman که با هم علیه اسپایدرمن متحد شدند !

از اون طرف اسپایدرمن بر اثر یه ماده سمی ، وجه تاریک شخصیتش حسابی خودش رو

نشون میده و در واقع غیر از  این همه دشمن بیرونی ، یه دشمن درونی هم داره !

مطابق معمول درگیری عاطفی پیتر پارکر با M.J ( با بازی Kirsten Dunst ) هم ادامه داره !

( چرا این دخترها ، اصلا نمیتونن با سوپر قهرمانها سازش کنند ؟!! دیگه طرف چی باید داشته

باشه ؟!!! اسپایدرمن هم باشی ، بازم یه ایرادی ازت میگیرند !!!!!!! )

در یک کلام ، قسمت سوم ، پر ملات ترین اسپایدرمن از نظر تنوع دردسرها محسوب میشه !

به نظر من ، مهم ترین مشکل قسمت سوم ، عدم شخصیت پردازی کافی در مورد Sandman و

Venom محسوب میشه که خیلی از جنبه های این موجودات ، چندان مورد توجه قرار نگرفته !

البته این مشکل برای بیننده امریکایی که از بچگی با مجلات Marvel بزرگ شده ، چندان به

چشم نمیاد ! مثلا Venom ( که توی کمیک ها به عنکبوت سیاه ، معروفه ! ) برای اکثر

بیننده ها و طرفداران اسپایدرمن شناخته شده است ! هرچند تا جایی که یادم میاد ، انتهای

داستان Venom با اون چیزی که توی فیلم دیده میشه ، فرق فوکوله !!!

اما این آشنایی پیشین نباید باعث بشه که کارگردان خوبی مثل Sam Raimi که کارش تو

قسمت اول و دوم عالی بود ، توی این قسمت به قضیه معرفی کامل شخصیت های منفی

توجه نکنه ! اصولا یکی از عوامل مهم موفقیت فیلمهای این سبک ، اینه که تماشاچی به

خوبی انگیزه های شخصیت های منفی رو بفهمه ! شخصیتهایی که شاید برخلاف کارها و

رفتارشون ، چندان هم منفی نباشند ! ( مثلا توجه کنید به شخصیت دکتر اختاپوس در قسمت

دوم اسپایدرمن و یا حتی شخصیت جوکر و مرد پنگوئنی در مجموعه های بتمن ! )

جدای از این مورد ، شخصا نقاط قوت فیلم رو هم زیاد میدونم ! فضای تاریک فیلم به طرز

مناسبی توسط لحظات طنز ، تلطیف شده ! اصولا شخصیت دست و پا چلفتی پیتر پارکر ،

به خوبی میتونه این حس طنز رو به تماشاچی منتقل کنه !

بازی ها ، همه در سطح خوبی هستند ! به خصوص توبی مگوایر که در واقع داره در دو نقش

اسپایدرمن مثبت و اسپایدرمن منفی بازی میکنه و خیلی خوب هم اینکار رو انجام داده !

Kirsten Dunst هم واقعا بهترین گزینه است برای نقش MJ که پیشنهاد میکنم از این بازیگر

توانا ، حتما فیلمهای Marie Antoinette و Levity و Eternal Sunshine of the Spotless Mind رو

ببینید ! ( راستی ! بد نیست بدونید ایشون از بچگی تو فیلمها بازی میکرده و تو سن 10 - 11

سالگی یه بازی شاهکار داره تو فیلم Interview with the Vampire و یه خورده جلوتر هم توی

جومانجی بازی کرد ! )

جلوه های ویژه فیلم به همراه نورپردازی و فیلمبردای هنرمندانه ، فیلم رو به یه اثر بصری

بسیار درخشان تبدیل کرده ! صحنه های تاب خوردن اسپایدر من در بین آسمان خراشهای

نیویورک ( که هرچند تو فیلم های 1 و 2 هم بوده ، اما هیچوقت تکراری نمیشه ! ) ،

یا فضاهای تیره و تاریکی که اسپایدرمن ( سیاه ) توشون گیر افتاده ، احتمالا فیلم رو تو

یکی دو تا رشته مرتبط با جلوه های بصری ، کاندید اسکار 2008 بکنه !

جالبه بدونید که فیلم در روز اول با فروش 3/59 میلیون دلار ، رکورد فروش در روز اول رو که قبلا

در اختیار قسمت دوم دزدان دریای کاراییب بود شکست !

این چندتا عکس قشنگ رو داشته باشید از این فیلم :

spiderman500 fanart-venom 

spider-man-3-20060725011611388  spider_man_three_ver5 Spiderman_203_20Poster 

.

اینم لینک IMDB با امتیاز 8/6 برای قسمت سوم اسپایدرمن :

http://www.imdb.com/title/tt0413300/ 

.

 تگ لاین زیبای فیلم که اشاره داره به داستان شخصیت منفی اسپایدرمن :

How long can any man fight the darkness... before he finds it in himself

یک مرد چقدر میتونه با تاریکی مبارزه کنه .... قبل از اینکه تاریکی رو تو وجود خودش پیدا کنه ؟

.

جمله به یاد موندنی :

پیتر پارکر : من به کمک تو احتیاجی ندارم !

مری جین : هر کسی به کمک احتیاج داره ! حتی اسپایدرمن !

.

اگر با این فیلم حال کردید ، امتحان کنید این فیلم ها رو :

SinCity - Batman Series - Fantastic 4

.

پ ن : حرف آخر اینکه Spiderman 3 یه شاهکار محسوب نمیشه ، اما همه اونهایی

که عاشق شخصیتهای کمیک استریپی هستند ، از دیدن این فیلم لذت میبرند !

شاید نه به اندازه قسمت اول و دوم ، اما اسپایدرمن 3 کماکان مملو از لحظات قشنگیه

که باعث میشه دیدنش رو بهتون توصیه کنم !

+ نوشته شده در  جمعه چهارم خرداد 1386ساعت 18:27  توسط یاشار | 
+ نوشته شده در  پنجشنبه سوم خرداد 1386ساعت 19:49  توسط یاشار | 
در قسمت ۵۰ (همونایی که صدا و سیما نشون نمی ده) شاهد زایمان یونسنگ هستیم که یه دختر خانوم خوشکل به دنیا می یاره و پادشاه را از این قضیه شادمان می کنه.

عکس های لحظه زایمان این دختر خانوم خوشکل

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه سوم خرداد 1386ساعت 19:30  توسط یاشار | 
روى كين به راه پيمايى رفته بود، اما...
جشن صعود گربه هاى سياه
130920.jpg
بازيگران ساندرلند مى گويند پس از قطعى شدن صعود تيم شان به فصل آتى مسابقات ليگ برتر فوتبال انگليس جشنى برپا داشته اند اما در همان ساعات روى كين مربى مشهور و ايرلندى گربه هاى سياه (لقب ساندرلند) به گردش در يك پارك رفته و سگش را در آنجا مى دوانده است!
راهيابى ساندرلند و بيرمنگام به ليگ مذكور زمانى قطعى شد كه شنبه شب در ادامه مسابقات ليگ دسته نخست انگليس دربى كه نزديك ترين تعقيب كننده آنان در جدول رده بندى بوده است در بازى با كريستال بالاس شكست خورد و در نتيجه رسيدن دربى به ۲ پيشاهنگ ليگ دسته نخست در تك هفته باقى مانده از مسابقات غيرممكن شد. دين وايت هد كاپيتان ساندرلند مى گويد: چون مسابقه دربى با پالاس مهم و در سرنوشت ما تأثيرگذار بود، من و تعدادى از بازيگران تيم در كنار هم به تماشاى آن نشستيم و از اينكه در پايان آن ديدار نتيجه اى به دست آمد كه حتى بدون زدن يك ضربه و لگد به توپ در آن شب خاص جواز صعود را گرفتيم، بسيار شاد شديم و احساس عجيبى هم به ما دست داد.
جانى اوانز بازيكن ملى پوش اهل ايرلند شمالى ساندرلند كه فعلاً به طور قرضى براى اين تيم به ميدان مى آيد، همراه با دنى سيمپسون ديگر بازيكن جوان اين باشگاه مسابقه دربى - پالاس را در يك رستوران در دورهام از طريق تلويزيون تماشا كرد. او ۳ روز پس از آن رويداد و در حالى كه جشن هاى صعود گربه هاى سياه همچنان ادامه دارد، مى گويد: وضعيت فعلى ما عالى است و احساس هيجان و شوق ما هنوز ادامه دارد.
آمدنم به ساندرلند و سپس كسب مجوز صعود براى من واقعه اى ناب و باورنكردنى بوده است. من و سيمپسون حين تماشاى مسابقه دايماً از محبت هواداران ساندرلند ياد مى كرديم و راجع به آن حرف مى زديم. آنها واقعاً در طول فصل ياور ما بوده اند و در نتيجه خوشحاليم كه توفيق جالبى را براى آنها به ارمغان آورده ايم.
كارلوس ادواردز مهاجم گوش ساندرلند كه گلش باعث پيروزى ۲-۳ اين تيم بر برنلى در مسابقات اين هفته ليگ دسته نخست انگليس شد، مى گويد زمانى كه دربى بازى اش با كريستال پالاس را به اين حريف واگذار و شانس قهرمانى و صعود را به ساندرلند و بيرمنگام مى بخشيده است، او در يك آرايشگاه به سر مى برده و مشغول اصلاح بوده است، او مى گويد: صعود ما قطعى شده و حالا بايد مقام اولى را هم به دست بياوريم. آنچه كين به ما بخشيده عزم راسخ و اشتياق بيشتر است. ما حالا جدى تر از هر زمانى هستيم.

تشكر از نيال كويين
روى كين نيز به نوبه خود گفته است: صعود ساندرلند رويدادى عالى براى باشگاه است. خوشحالى من بيشتر از هر كسى براى بازيكنان تيم است، زيرا زحمات زيادى كشيده اند. همچنين خوشحالم كه مديران و دست اندركاران باشگاه نيز به هدف خود كه راهيابى به ليگ برتر انگليس است، دست يافته اند. نقش آنها در اين خصوص بسيار مهم بوده است. با حمايت آنها بوده كه صعود تيم ممكن شده است و بايد اسم نيال كويين (رييس باشگاه ساندرلند و مهاجم سابق تيم ملى ايرلند) را هم حتماً بياوريم. او و همكارانش بيشترين حمايت را از ما داشته اند.
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و ششم اردیبهشت 1386ساعت 19:49  توسط یاشار | 
-کمپانی برادران وارنر اقدام به انتشار تریلر جدید فیلم سینمایی هری پاتر و محفل ققنوس کرده است

تریلر با یک صحنه از ارتش دامبلدور شروع می شود.
هری، رون و بقیه بر روی تسترال ها بر فراز هاگوارتز در حال پرواز هستند.
آمبریج در حال قدم زدن در طول سالن است و چوبدستیش را به سوی دو دانش آموز تکان می دهدکه در حال بوسیدن همدیگر هستن و آنها را باز مي دارد.
اسنیپ توی سر رون می زند.
دوقلو ها بر فراز سالن عمومی پرواز می کنند و خرابي به بار مي آورند.
آمبریج در کلاس می گوید: "اوضاع هاگوارتز از اوني كه مي ترسيدم، بدتره."
بخش نامه های آمبریج بر روي ديوار نصب مي شوند.
هری ولدمورت را در ایستگاه قطار می بیند ، جلوی قطار سریع السیر هاگوارتز.
صدایی شنیده می شود که می گوید: "به شما گفته ن كه يه جادوگر تبهكار خاص دوباره به قدرت رسيده".
بخش نامه ها بر روي ديوار نصب مي شوند.
هری و دارو دسته دادلي از توده خاك پايين مي آيند.
آمبریج دارد در مغز هري فرو مي كند که "اين يك دروغ است".
هری جواب می دهد "این دروغ نیست، خودم دیدمش."
بخش نامه ها بر روي ديوار نصب مي شوند.
دامبلدور به وزارتخانه می گوید که "بازگشت لرد سیاه غير قابل انكاره".
فاج جواب می دهد "اون برنگشته".
دانش آموزان در حال مشاهده بخش نامه ها.
فاج اعلام می کند که آمبریج مدیره هاگوارتز شده است.
هری به دیوار لگد می کوبد.
آمبریج جلوی هری، رون و هرمیون نیشخند می زند.
رون زير لب می گوید: "لعنتی".
صدای شنیده می شود که می گوید: "لرد سیاه پیش می آید".
صدای شنیده می شود که می گوید: او می خواهد ارتشش را آماده کند" و پیروانش نشان داده می شوند.
هری می گوید: "اگر ولدمورت می خواد ارتشش رو آماده کنه، من هم مي خوام می جنگم".
هری به دیوار لگد می کوبد.
بخش نامه ها منفجر مي شوند.
هری و سیریوس در ایستگاه قطار هستند و سیریوس می گوید: "حالا نوبت تو هست".
رون در حال صحبت است.
اعضای الف دال بر فراز لندن در حال پرواز به سوی وزارتخانه هستند.
صحنه های تمرین های ارتش دامبلدور نشان داده می شود.
تصویری از فاج و هري كه به بالا نگاه مي كنند.
صدای آمبریج: "من هم ارتش خواهم داشت".
اعضای ارتش دامبلدور بر فراز لندن در حال پرواز.
هاگرید می گوید: "وزارتخانه می خواهد یک بل بشوی درست و حسابی با دست خودش درست کند".
هری در حال پرواز.
هرمیون می گوید: "هیجان انگیزه، نه؟ همه شون با هم فرار كردن."
رون جواب می دهد: "تو کی هستی و چه بلای سر هرمیون گرنجر آوردی؟" بعد صحنه های دامبلدور در وزارتخانه نمایش داده می شود.
ولدمورت.
هری که گویا ترسیده.
دامبلدور می گوید: "هری بهش حمله نکن، تو نمي توني برنده بشی".
ارتش دامبلدوری ها در حال فرار در وزارتخانه.
ولدمورت در حال تکان دادن چوب دستی اش.
هرمیون در حال فرار که بازوی هری هم می گیرد.
تسترال.
هری فریاد می زند: "به من نگاه کن".
ولدمورت.
هری به عقب به طرف ديوار پرت مي شود.
ولدمورت: "همه چیزت رو از دست می دی".
هری.
آمبریج و اعضاي جوخه ي بازرسي.
هری توسط پروفسور لوپین نگاه داشته می شود. او فریاد می زند.
جنگ در وزارتخانه.
بوسه هری و چو.
هری.
شکستن عینک.
لوگو وارنر براز و لوگوي فيلم.

نسخه با حجم و کیفیت بسیار بالا از محفل ققنوس. در قالب wmv >>
- دانلود کنید (حجم: 13.10 مگ)

البته چندی بعد نیر تریلر غیر رسمی نیز منتشر شد که حاوی صحنه های جدیدی بود(صحنه هایی از گرواپ، نویل جلوی در اتاق ضروریات، صحنه هایی از هری که دارد به رون و هرمیون در مورد رابطه ی که مخفیانه با چو برقرار کرده می گوید، هری و هرمیون که در حال شرح ارتش دامبلدور هستند، صحنه های کوتاه از درس های ارتش دامبلدور، صحنه های جدی از محفل ققنوس در پریوت درایو، اسنیپ در حال صحبت در مورد ارتباط بین مغز ولدمورت و هری، صحنه هایی جدید از ارتش دامبلدور در وزارت سحر و جادو، به اضافه صحنه هایی از ولدمورت در حال جادو کردن با گلوله های آتش، بعد هم صحنه هایی از مبارزه نهایی. ) این تریلر هم اکنون در سایت یاهو قابل مشاهده است . البته شبکه دیوانه ساز ایرانی اولین سایتی است که در تمام سایت های انگلیسی و فارسی هری پاتر، لینک ویدیو را برای دانلود تهیه کرد!!!

برای مشاهده این تریلر اینجا را کلیک کنید

این هم لینک دانلود  تریلر سوم

--------------------------------------------------------------

۲-مجله Time یک نظر سنجی برای پرقدرت ترین چهره برگزار کرده است. نتیجه این نظر سنجی بر اساس رای بازدیدکنندگان آن سایت مشخص می شود.
اینجا را کلیک کنید تا به صفحه مشخصات رولینگ بروید. یک مستطیل برای رای دادن آن بالا نشان داده می شود. لغزنده کشویی آن را به سمت راست بکشید تا به عدد 100 برسد بعد روی دکمه Submit کلیک کنید. با این کار رولینگ به سکویی بالاتری می آید.
قبل از اینکه سایت های هری پاتر این خبر را اعلام کنند، رولینگ در رتبه 23 بود و حالا بین چهار یا سه است!
--------------------------------------------------------------

۳- سایت آمازون تضمین کرده است که کسانی که کتاب هری پاتر و قدیسان مرگ را پیش فروش کرده اند در روز ۲۱ جولای آن را دریافت میکنند.

---------------------------------------------------------------

۳- هری پاتر و محفل ققنوس در ژاپن افتتاح می شود.به گزارش خبرنگار مهر، "محفل ققنوس" در حالی در توکیو افتتاح می شود که فیلم های پاتر عموما نخستین بار در بریتانیا به اکران درمی آیند. پس از نمایش فیلم جدید پسر جادوگر در توکیو( ۲۸ژوئن-۸تیر)، این فیلم سوم ژوئیه در لندن و هشتم ژوئیه در آمریکا نمایش داده می شود. قرار است دانیل رادکلیف، بازیگر نقش اصلی برای تبلیغ فیلم سفری چهارروزه (27 تا 30 ژوئن) به ژاپن داشته باشد.

--------------------------------------------------------

۴-برادران وارنر اعلام كرد كه هنگام نمايش فيلم هري پاتر و محفل ققنوس در سينماهاي IMAX در تيرماه امسال، 20 دقيقۀ پاياني آن به صورت سه بعدي خواهد بود. اين خبر خوشحال كننده اي براي طرفداران خواهد بود، چون صحنه هاي پاياني فيلم مربوط به نبرد مهيجي در وزارت سحر و جادو خواهد بود.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و ششم اردیبهشت 1386ساعت 19:44  توسط یاشار | 

"هری پاتر و محفل ققنوس"، پنجمین فیلم از مجموعه پرطرفدار هری پاتر، روز 28 ژوئن (هفتم تیر) برای نخستین‌بار در دنیا در ژاپن به نمایش درمی‌آید.
به گزارش خبرنگار مهر، "محفل ققنوس" در حالی در توکیو افتتاح می شود که فیلم های پاتر عموما نخستین بار در بریتانیا به اکران درمی آیند. پس از نمایش فیلم جدید پسر جادوگر در توکیو، این فیلم سوم ژوئیه در لندن و هشتم ژوئیه در آمریکا نمایش داده می شود. قرار است دانیل رادکلیف، بازیگر نقش اصلی برای تبلیغ فیلم سفری چهارروزه (27 تا 30 ژوئن) به ژاپن داشته باشد.
به گزارش اسکرین دیلی، چهار فیلم قبلی پاتر در ژاپن کم و بیش پرفروش بودند، هر چند هر یک از دنباله ها به نسبت فیلم قبلی با موفقیت کمتری مواجه شدند. فروش "هری پاتر و سنگ جادو"، اولین فیلم این مجموعه که سال 2001 به نمایش درآمد، حدود 171 میلیون دلار بود. در حالی که اواخر سال 2005 "هری پاتر و جام آتش"، 97 میلیون دلار یعنی نصف فیلم اول فروخت.
چهار فیلم اول پاتر شامل "هری پاتر و تالار اسرار" (2002) و "هری پاتر و زندانی آزکابان" (2004) در مجموع 523 میلیون دلار در سرزمین آفتاب تابان فروش داشتند که رقم قابل تاملی است.

نمایش افتتاحیه "محفل ققنوس" در حالی برگزار می شود که هفته گذشته جدیدترین فیلم مجموعه "اسپایدرمن" هم برای اولین بار در ژاپن به نمایش درآمد. ژاپن به تدریج به یکی از مهمترین بازارهای فیلم در دنیا تبدیل شده که می تواند مکانی قابل اعتماد برای فیلم های مستعد فروش مانند "اسپایدرمن"، "هری پاتر" و "دزدان دریایی کارائیب" باشد. "اسپایدرمن 3" از یک مه، سه روز پیش از اکران در آمریکا، در ژاپن به نمایش عمومی درمی آید.

"هری پاتر و محفل ققنوس" را دیوید ییتس، فیلمساز 44 ساله بریتانیایی کارگردانی کرده که بیشتر در حوزه تلویزیون فعالیت دارد.

+ نوشته شده در  شنبه هشتم اردیبهشت 1386ساعت 17:16  توسط یاشار | 

لی یو نگ ای   Yeong-ae Lee ( یانگوم )

  لی یونگ متولد  ۳۱  ژانویه  ۱۹۷۱  در شهر سئول کره جنوبی است . لی عضو گروه " برلینیل " فستیوال فیلم در شهر برلین آلمان است . مسلط به دو زبان انگلیسی و آلمانی است او فارغ التحصیل رشته هنر از  دانشگاه آلمان است . لی دو برادر بزرگتر از خودش دارد او در شهر " انشان " کره تحصیل می کرده و در همان دانشگاه مشغول به یادگیری زبان آلمانی شده است.

دوست پسر او یک خواننده کره ای با نام جی هون یونگ Jung Ji-Hoon  است.

لی یونگ کار خودش رو در سال ۱۹۹۶  با مجموعه ای تلویزیونی با نام " پاپا " آغاز کرد و آخرین کار او در سال  ۲۰۰۵  در فیلمی با عنوان Chinjeolhan geumjassi است او در سال  ۲۰۰۳  در سریال " جواهری در قصر " در نقش یانگوم سو ظاهر شد.

او به عنوان یک دختر زیرک و باهوش با نقش مثبت در فیلم ظاهر می شود و  با تلاش و صبر خود مشکلات مختلفی را طی می کند به امید آنکه در نهایت به آرزوی نهایی خود دست یابد.

  او ابتدا در سن  10  سالگی به قصر وارد می شود و با دل و جان به یادگیری آشپزی می پردازد پس از مدتی به علت استعداد ، هوش و تلاش ، حسادت و ترس بانوی با تجربه ای از دربار را بر می انگیزاند که همین امر مشکلاتی گوناگونی را برای او پدید می اورد بطوریکه به یک جزیره تبعید می شود ولی او با هوش و تلاش دوباره توجه افراد گوناگون را به سوی خود جلب می کند و این بار به عنوان یک پزشک به قصر وارد می شود و در نهایت به برترین لقب دربار با نام "یانگوم بزرگ" و عنوان اولین افسر زن و پزشک زن ( پزشک مخصوص شاه ) را در تاریخ دریافت می کند و بسیار مورد توجه شاه قرار می گیرد و..

 

+ نوشته شده در  شنبه هشتم اردیبهشت 1386ساعت 17:10  توسط یاشار | 
+ نوشته شده در  پنجشنبه سی ام فروردین 1386ساعت 20:33  توسط یاشار | 
هری پاتر و قدیسان مرگاسکلاستیک در ماه مارس گذشته اعلام کرد که جزو برنامه های تبلیغاتی شان برای هری پاتر و قدیسان مرگ، هفت سوال را برای نظر سنجی و بحث منتشر خواهند کرد تا طرفداران در آن شرکت کنند و به آن جواب دهند. امروز اولین سوال منتشر شد که "چه کسی زنده می ماند، چه کسی می میرد؟"

شما در اینجا می توانید یکی از موارد زیر را در جواب به این سوال انتخاب کنید:
هری پاتر
لرد ولدمورت
اسنیپ
جینی
رون
هرمیون
نویل
هاگرید
دراکو مالفوی
شخصی دیگر

سوال بعدی در اول ماه می (یازده اردیبهشت) منتشر می شود.
هفت سوال مربوط به هری پاتر از تاریخ 28 فروردین 86 (17 آوریل 2007) شروع شده و اسکلاستیک هر دو هفته یک بار، یک سوال مطرح می کند. اینها سوالات مهمی را شامل می شود که طرفداران طی مدت طولانی در کلوپ های کتاب و در هر گفتگویی در مورد آن به بحث و اظهار نظر پرداخته بودند و امیدوارند که جی.کی.رولینگ به تمام آنها در آخرین کتاب پاسخ دهد. تمام سوالات در scholastic.com و مجامع تبلیغاتی و انتشاراتی منتشر می شود. آخرین سوال در 16 تیر (هفت جولای) منتشر خواهد شد.
کتاب قدیسان مرگ روز 31 تیر 86 منتشر می شود.

+ نوشته شده در  پنجشنبه سی ام فروردین 1386ساعت 20:19  توسط یاشار | 

+ نوشته شده در  چهارشنبه پانزدهم فروردین 1386ساعت 15:55  توسط یاشار | 
كريستيانو" وقتي سوسك مي شود !
«كريستيانو رونالدو»متولد پنجم فوريه 1985 در شهر (مادريا)ي پرتغال است .با تولد او خانواده رونالدو از اين كه توانسته بودند صاحب فرزند پسر شوند بسيار خوشحال شدند .كريستيانو تمام كودكي خود را درشهر مادريا گذراند وبه مدرسه رفت.از آنجايي كه او فرزند آخر خانواده محسوب مي شود لوس ويا به قول خودمان بچه ننه تربيت شده والبته بسيار لوس وخودخواه به طوري كه در هشت سالگي بخاطر حسادت به خواهرش تصميم گرفت گوش هايش را سوراخ كند وبه آنها گوشواره بياويزد .پدر كريستيانو از اين نوع رفتار ناراضي بود تصميم گرفت براي دور كردن كريستيانو از فضاي دخترانه او را در مدرسه فوتبال اسپورتينگ ليسبون ثبت نام كند.كريستيانو اوايل كار روحيات حاكم بر فوتبال را دوست نداشت او از اين كه بازيكني روي پايش تكل بزند و يا هلش بدهد ناراحت مي شد وگريه مي كرد به طوري كه در بازي دوستانه نوجوانان اسپرتينگ با بنفيكا وقتي بازيكن حريف بايك تكل زيبا توپ را از او گرفت و او را دريبل كردكريستيانو به شدت عصباني شد و در حالي كه گريه مي كرد به طرف بازيكن حريف رفت و به او گفت(تو نبايد من را دريبل كني وازاين كه توپ مرا تكل كردي بايد معذرت بخواهي)

او بعد از بازي به مربي اش گفت :(من هميشه بايد گل بزنم و هيچ كس نبايد جلوي مرا بگيرد و گرنه هرگز فوتبال بازي نمي كنم)مربي تيم براي اين كه كريستيانو را آرام كند و همچنين او را با منطق فوتبال آشنا كند به او پيشنهاد داد دريبل زدن را ياد بگيرد و براي عبور از مدافعان حريف از تكنيكش استفاده كند . اين شد كه كريستيانو به جاي ياد گيري اصول فوتبال فقط به دريبل زدن روي آورد حريف تمريني كريستيانو براي تمرين دريبل زدن خواهرش لوييزا بود. ماريو ژاردل نامزد لوييزا از اين كه كه كريستيانو از خواهرش(نامزد ماريو ژاردل) به عنوان حريف تمريني استفاده مي كرد بسيار ناراحت بود و به لوييزا گفت((برادر خنگت مي خواهد همه ي عقده ها و كمبود هاي خود را در فوتبال با دريبل كردن تو جبران كند)كريستيانو فكر مي كرد اگر خواهرش را دريبل كند كار مهمي انجام داده و در آينده موفق مي شود.اگر چه تاحدودي هم موفق شد.به اين ترتيب كه كريستيانو در آخرين بازي هايي كه براي اسپورتينگ انجام مي داد به طور اتفاقي دريبل هايش گرفت و به همين خاطر توانست نظر باشگاه هاي بزرگ را جلب كند. او در نهايت منچستر را انتخاب كرد فرگوسن از اين كه توانست جانشيني براي بكهام پيدا كند بسيار خوشحال بود ولي از آنجايي كه كريستيانو به گوش هايش گوشواره آويزان مي كرد دچار شك شد. به هرحال كريستيانو به منچستر پيوست .در حالي كه هفده سال داشت ودر همين زمان به تيم ملي پرتغال هم دعوت شد.او در جام ملت هاي اروپا بازي كرد و با دريبل هاي پي در پي اش حوصله همه را سر برد . به طوري كه در بازي با انگليس حتي يك بارهم نتوانست اشلي كول را دريبل كند. كول در پايان بازي به كريستيانو گفت :(پسر سوسك شدي اگر داوري به نفعتان نبود عمرا برنده مي شديد).او از اين حرف بشدت ناراحت شد ولي جرات گريه كردن نداشت چون مي دانست اسكولاري مربي تيم ملي پرتغال هرگز با او مثل مادرش رفتار نخواهد كرد ولي از همانجا تصميم گرفت در فصل بعد ليگ انگليس در بازي مقابل آرسنال جبران این برخورد  را بكند . اما بازي در فينال و شكست مقابل يونان فرصت خوبي بود تا بتواند حسابي گريه كند و دلش را خالي كند.كريستيانو هنوز به خاطر ماجراي سوسك شدگي دل پري داشت كه با يك دقيقه گريه كردن خالي نمي شد.در اين مواقع فقط مادرش است كه مي تواند اين پسر ته تغاري دردانه را آرام كند.

 

 

ستاره پرتغالي باشگاه "منچستر يونايتد" در جدول رده بندي بهترين بازيكنان ليگ برتر فوتبال انگليس در رده نخست قرار دارد.

در تازه‌ترين رده بندي اعلام شده از سوي سازمان ليگ برتر فوتبال انگليس، "كريستيانو رونالدو" با ‪ ۴۶۶‬امتياز و بالاتر از "فرانك لمپارد" (چلسي ‪ ۴۶۴‬امتياز) و "ديديه دروگبا" (چلسي ‪ (۴۵۸‬قرار دارند.

در اين فهرست پس از اين سه، بازيكنان رده‌هاي چهارم تا بيستم از اين قرارند:
‪ - ۴‬گروث بري (آستون ويلا ‪،(۴۱۹‬
‪ - ۵‬استيو فينان ليورپول ‪،(۴۰۳‬
‪ - ۶‬وين روني (منچستريونايتد ‪،(۳۸۸‬
‪ - ۷‬الحاجي ديوف (بولتون ‪،(۳۸۲‬
‪ - ۸‬بني مكارتي (بلكبرن ‪،(۳۷۳‬
‪ - ۹‬ريو فرديناند (منچستر يونايتد ‪،(۳۶۷‬
‪ - ۱۰‬گري نويل (منچستر يونايتد ‪،(۳۶۱‬
‪ ۱۱‬و۱۲ ‪ - و ۱۳‬مايك آرتتا (اورتون ‪ ،(۳۶۰‬استيون جرارد (ليورپول ‪،(۳۶۰‬ ‪ - ۱۳‬جوزه رينا (ليورپول ‪،(۳۵۸‬
‪ - ۱۴‬ادوين ون در سار (منچستر يونايتد ‪،(۳۵۶‬
‪ - ۱۵‬سسك فابرگاس (آرسنال ‪،(۳۵۴‬
‪ ۱۶‬و ‪ - ۱۷‬تيه‌ري آنري (آرسنال ‪ ،(۳۴۴‬ديويد جيمز (پورتسموث ‪،(۳۴۴‬ ‪ - ۱۸‬متيو تيلور (پورتسموث ‪،(۳۴۳‬
‪ - ۱۹‬ماركوس هاينه‌من (ردينگ ‪ ،(۳۴۲‬و
‪ - ۲۰‬رابين ون پرسي (آرسنال ‪.(۳۴۰‬


+ نوشته شده در  چهارشنبه پانزدهم فروردین 1386ساعت 15:46  توسط یاشار | 
شـــنـبه
مرد : امروز ناهار چي داريم؟
زن : ببين ، امروز قراره من و زری با هم بريم «فال قهوه روسي يخ زده» بگيريم . ميگند خيلي جالبه ، همه چي رو درست ميگه . به خواهر شوهر زری گفته « شوهرت برات يه انگشتر بزرگ ميخره » خيلي جالبه نه ؟ سر راه يه چيزی از بيرون بگير بيا

يکشـنبه
مرد : عزيزم ، امروز ناهار چي داريم؟
زن : ببين ، امروز قراره من و زری بريم برای کلاسهای «روش خوداتکايي بر اعتماد به نفس» ثبت نام کنيم . هم خيلي جالبه ، هم اثرات خوبي در زندگي زناشوئي داره . تا برگردم دير شده . سر راه يه چيزی از بيرون بگير و بيا

دوشـنبه
مرد : عزيزم ، امروز ناهار چي داريم؟
زن : ببين امروز قراره من و زری با هم بريم «شو»ی «ظروف عتيقه» . ميگن خيلي جالبه، ممکنه طول بکشه، سر راه يه چيزی از بيرون بگير و بيار

سه شـنبه
مرد : عزيزم ، امروز ناهار چي داريم؟
زن : ببين امروز قراره من و زری با هم بريم برای لباس مامانم که برای عروسي خواهر زری ميخواد بدوزه دگمه انتخاب کنيم . تو که مي دوني فاميل مامانم اينا (!) چه قدر روی دگمه لباس حساس هستند . ممکنه طول بکشه . سر راه يه چيزی از بيرون بگير بيا

چهارشنبه
مرد : عزيزم ، امروز ناهار چي داريم؟
زن : ببين ، امروز قراره من و زری بريم برای کلاس «بدنسازی» و «آموزش ترومپت» ثبت نام کنيم . همسايه زری رفته ، ميگه خيلي جالبه . ترمپت هم ميگند خيلي کلاس داره ، مگه نه؟ ممکنه طول بکشه چون جلسه اوله ، سر راه يه چيزی از بيرون بگير و بيار

پنجـشـنبه
مرد : عزيزم ، امروز ناهار چي داريم؟
زن : ببين ، امروز قراره من و زری بريم با هم خونه همسايه خاله زری که تازه از کانادا اومده . ميخوايم شرايط اقامت را ازش بپرسيم ، من واقعا" از اين زندگي خسته شدم . چيه همه ش مثل کلفتها کنج خونه ! به هر حال چون ممکنه طول بکشه ، سر راه يه چيزی از بيرون بگير و بيا

جمعــــــه
مرد : عزيزم ، امروز ناهار چي داريم؟
زن : ببينم ، تو واقعا" خجالت نمي کشي؟ يعني من يه روز تعطيل هم حق استراحت ندارم ، واقعا" نمي دونم به شما مردهای ايراني چي بايد گفت؟ نه واقعا" اين خيلي توقع بزرگيه که انتظار داشته باشم فقط هفته ای يه بار شوهرم من رو برای ناهار ببره بيرون ؟

+ نوشته شده در  شنبه چهارم فروردین 1386ساعت 12:41  توسط یاشار | 
Daniel Radcliffe
جدیدا همان طور که در عکس های زیر مشاهده میکنید Daniel Radcliffe یا Harry Potter به جمع بر وبچ دودی پیوسته نه تنها سیگاری شده بلکه یک کاره ی دیگه ای هم شده که فکر کنم فهمیدید که عکس های خفنش هم بعدا در سایت میگذارم قابل توجه بعضی ها که میگفتند آقای Harry Potter خیلی +(مثبت)  هستند

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوم فروردین 1386ساعت 17:39  توسط یاشار | 
 

شما می توانید از  طریق بخش کسب درآمد و کار تبلیغاتی شروع به فعالیت کنید و از روشهای ساده زیر به کسب درآمد بپردازید.

1. از محل پرداخت آگهی دهندگانی که به سایت معرفی می کنید پورسانت دریافت می نمایید. پورسانت پرداختی به شما 70% می باشد. به این معنی که اگر به عنوان مثال شما فردی را به سایت معرفی کنید و او با درج یک آگهی، 100000 ریال به سایت پرداخت کند، 70% آن (70000 ریال) در حساب شما ثبت می شود.

2. به ازای هر بار باز شدن صفحه نخست سایت توسط لینک اختصاص یافته به شما 20 ریال به حسابتان اضافه می گردد. به این معنی که اگر آن لینک 1000 بار کلیک گردد، حساب شما به 20000 ریال خواهد رسید. بنابراین جهت افزایش کلیک بر آن لینک، می توانید آن را در صفحات پربازدید قرار دهید.

3. هر گاه فردی توسط لینک اختصاصی شما در سایت عضو گردد و حساب خود را در سایت فعال نماید، 8000 ریال به حساب شما اضافه می گردد.

4. هر گاه فردی توسط لینک اختصاصی یکی از کسانی که معرفی کرده اید، در سایت عضو گردد و حساب خود را در سایت فعال نماید، 3000 ریال به حساب شما اضافه می گردد.

 

http://www.masbi.com?reagent=valerhain

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوم فروردین 1386ساعت 10:10  توسط یاشار | 
 
بسمه تعالی
توضیح: فیلم 300 که به تازگی در سینماهای جهان به نمایش در آمده است به نبرد تنگه ترموپیل درسال 480 قبل از میلاد بین سپاه خشایارشاه و ارتش 300 نفری یونان می پردازد. در این فیلم که با تخیلات نویسنده همراه شده، پارسیان را اقوامی وحشی ، بی فرهنگ و با نام بربر معرفی می کند. همان عنوانی که در فیلم اسکندر به ایرانیان داده شد و حقیقت آن است زمانی که فیلم اسکندر ایرانیان را وحشی و خونخوار نشان داد و فیلم تروی فرهنگ و پیشینه ایران باستان را به تاراج برد، از طرف دولت ایران هیچ اعتراضی به سازندگان این فیلم ها نشد و حتی فیلم تروی بارها از صدا و سیمای جمهوری اسلامی پخش شد، همین امر مسبب ساخت دوباره فیلمی شد که در آن دوران طلایی فرهنگ و قدرت ایران یعنی سلسله هخامنشیان را مورد هجوم قرار داد  
 
300a
نام:
سیصد (300)
کارگردان:
زک اسنایدر (Zack Snyder)
تهیه کننده:
جیانی نوناری (Giani Nunnari)
فیلم نامه نویس:
زک اسنایدر (Zack Snyder)
کرت یانستاد (Kurt Johnstad)
بازیگران:
ژرارد باتلر (Gerard Butler) در نقش پادشاه لئونادیس
 
لنا هیدی (Lena Heady) در نقش ملکه گورگو
 
روریگو سانتورو (Rodrigo Santoro) در نقش خشایار شاه
 
دیوید ونهام (David Wenham) در نقش دیلیدوس : راوی
 
دومینیک وست (Dominic West) در نقش ترون
موسیقی:
تایلر بیتس (Tyler Bates)
فیلم بردار:
لری فونگ (Larry Fong)
ادیتور:
ویلیام هوی (William Hoy)
شرکت پخش کننده:
برادران وارنر (Warner Bros)
تاریخ انتشار:
9 مارس 2007 در آمریکا
زمان فیلم:
117 دقیقه
بودجه فیلم:
60 میلیون دلار
فروش فیلم:
70 میلیون دلار (در پایان تعطیلات آخر هفته اول)
 
   

درباره فیلم:
300 فیلمی تاریخی و تخیلی بر گرفته از رمان کمیک با همین عنوان ، نوشته "فرانک میلر" (نویسنده داستان شهر گناه) می باشد. این فیلم توسط "زک اسنایدر" (Zack Snyder) کارگردانی شده است.
اکثر صحنه های این فیلم در استودیو و با پرده آبی فیلم برداری و سپس با جلوه های ویژه کامپیوتری بازسازی شده تا با اصل کتاب مطابقت کند. این برای انتشار در نهم مارس 2007 آماده می شود.
موضوع فیلم حمله خشایار شاه با ارتشی بالغ بر یک میلیون نفر به یونان باستان است که با مقاومت یک گروه سیصد نفری مواجه می شود.
یکی از منتقدان این فیلم رو این چنین توصیف کرده است: "یکی از نئشه کننده ترین فیلم های تاریخ! یک فیلم خسته کننده ، یک فیلم ساخته شده مثل غذای آماده از روی فیلم عالی ، با فیلم نامه بهتر ، بازیگری بهتر ، نبرد های جلوه کننده تر. 300 نفر برای آزادی خودشان جنگیدند ولی در آخر 300 نفر (یکیش خودم) دو ساعت از وقت زندگیشون رو می خوان پس بگیرند. "
فیلم قطعا تحریک کننده برای پارس ها خواهد بود. چرا که به نمایش تخیلی از ارتش پارس ها پرداخته شده است. چیزی که تا به این لحظه این نوشته ای در هیچ مجله ای از آن چاپ نشده است.
 

نمایی از داستان:
فیلم 300 با وفاداری به کتاب کمیک ، نوشته "فرانک میلر" ساخته شده است که در آن کتاب پادشاه اسپارتی به نام "لئونیداس" با 300 سربازش در مقابل خشاریار شاه و ارتش یک میلیون نفری اش می جنگد. این حرکت "لئونیداس" یونانی ها را متحد می کند تا در مقابل ارتش پارس ها متحد شوند. داستان بدون هیچگونه وفاداری به اصل داستان بر اساس نبرد معروف "ترموپیلا" نوشته شده است. در سرتاسر فیلم پارس ها تمدنی بربرگونه ، بی فرهنگ و تشنه به خون نشان داده می شوند. همچنین شخصیت خشایار شاه همانند یک پادشاه هندی و یک پادشاه بی تمدن نمایش داده می شود.

نقد فیلم:
از زمان فیلم ارباب حلقه ها ، کارگردان افسانه ای ، سبکی جدید ایجاد شد. سبکی که بسیاری از فیلم ها با بودجه های میلیون دلاری سعی برای پیروی از آن کردند و آن سبک حماسی را به یک کلیشه کهنه تبدیل کردند. کلیشه ای که دیگر اثر نمی کند و برخلاف اشتیاق بیننده به تماشای جزئیات بیشتر ، جزئیات کمتری وجود دارد.
این فیلم که مثل "ماتریکس 2" فروش کرد و سعی کرد "ارباب حلقه ها" باشد و همانند "دلاور (Braveheart)" جلوه می کرد در نگاه اول چیز دیگری جلوه می نمود. اما ضرب مثل قدیمی پارسی می گوید: "آن تبل هیبت انگیز تهی است".
وقتی تیزر فیلم "سیصد" پخش شد بلا استثنا برای تمام بیننده ها بسیار جذاب و حیرت آور بود. این تیزر پیغام را به بیننده میداد که نبردی عظیم و با شکوه را در فیلم خواهند دید.
Spartans
 سرباز های ارتش اسپارتا
 
 
در اولین اکران فیلم ، بینندگان برای 20 دقیقه منتظر آغاز نبرد با شکوه بودند و عالی هم شروع شد. تا به اینجای فیلم آنچه که در تیزر بود به بیننده عرضه می شود. این بخش از فیلم چیزی بود که انتظارش را داشتند ولی فیلم نشان دهنده چگونه شکل گیری دشمن (پارس ها) نبود و تنها به نشان دادن سمت "اسپارت ها" بسنده می کند و هیچ سر نخی نشان نمی دهد که بزرگترین ارتش چند میلیون نفری بشر در تاریخ باستان از کجا آمده بود؟ چه سازمانی این ارتش بزرگ را کنترل می کرد؟ چگونه برنامه می ریختند و چگونه حرکت می کردند؟ حتی "پیتر جکسون" هم زمانی را برای نمایش شکل گیری ارتش دشمن اش اختصاص داد و بلکه ذره ای از جرات را هم در دشمن خود نشان داد. چیزی که در ارتش پارس ها "صفر" نمایش داده شده بود. اما آیا یک نفر هم در بین آن دو میلیون و هفتصد هزار نفر (به نقل از هرودوتوس) نبود که ذره ای جرات داشته باشد؟ چگونه می شود مردم متمدن دنیای امروز این را از فیلم بپذیرند؟ آیا این فیلم هم یکی از آن فیلم های آشغال و خوش فروش است؟
اما با این حال بیننده انتظار بیشتر از این را داشت ، می خواست بداند که فیلم در کنار آن تیزر با شکوه اش چه چیز دیگری را برای عرضه دارد. آن عبارت و تلفظ زیبا و با شکوه "اینجا اسپاراتاست" از کلام پادشاه اسپارتایی ، زیبا ترین تلفظ و کلام او بود که یک بار به بیننده قبل از فیلم در تیزر نمایش داده شده بود و مزۀ آن رفته بود. در واقع فیلم بارها زیباتر در تیزر جلوه داده شده بود.
 هیولاهای تخیلی ، زائیده ذهن نویسنده
 
در واقع "زک اسنایدر" هر آنچه در چنته داشت ، شاید به غیر از یک یا دو مورد- در تیزر نمایش داده بود و این عامل ، دلیل شاهکار فروش فیلم در گیشه شد. ولی آیا این فروش یک ماه دیگر هم دوام خواهد آورد؟
زمانی که این مقاله نوشته شده است ، فیلم حتی هفته اول را نگذارنده است ، ولی از الان زمزمه این می آید که این فیلم قسمت دوم همان فیلم "تروی" است که با ستاره ها و جلوه های ویژه کامپیوتری عرضه شده است.
کلمه پارس ها بیشتر از صد بار در فیلم تکرار شده است و کلمه "خشایار" بیش از ده بار شنیده می شود. "خشایار" به حالت یک پادشاه اٌبنه ای لخت که صورتش را تیغ زده بود ، نمایش داده شده بود. اما این قرار بود که بر اساس یک کشور حقیقی و نبردی واقعی ساختده شود و قطعا هر تماشاچی انکار نمی کرد که این بر اساس نبرد "ترموپیلا" بود. اما اصولا باید وفادار به اصل ماجرا بود؟ آیا اصلا سعی کرده بود که وفادار باشد؟ جواب این است که اکثر فیلم تخیل نویسنده و کارگردان بود که هیچ یک حتی جرات نکردند قید کنند که این فیلم دارای عوامل تخیلی است و عناصر بسیاری به اصل داستان اضافه شده است.
Immportals_large
  سرباز های گارد سلطنتی
در فیلم (عکس بالا)
 
سرباز های گارد سلطتنی حک
شده در پاسارگاد (عکس پایین)    
Persian_Immortal_Guard
 
واضح بود که در تکنیک های اسپارتایی ها در جنگیدن عناصری اضافه شده بود که در آن زمان شاید اصلا وجود نداشته بوده و فقط برای زیبا جلوه دادن فیلم اضافه شده بود.
ژنرال های ارتش پارسی به هر چیزی به جز پارسی شبیه بودند. از هندی تا عرب و یا حتی چینی و حتی خود پادشاه پارس ها یک هندی تمام عیار با کلی گوشواره و جواهرات مرسوم هندی ها زینت داده شده بود.
نه نویسنده و نه کارگردان حتی یک جستجوی ساده در گوگل هم در تحقیق برای ساخت فیلم انجام نداده بودند. یک جستجوی ساده در بخش عکس سایت گوگل برای خشایار (Xerxes) شامل نتیجه های زیادی می شود که پیدا نکردن عکس اصلی خشایار شاه آن در صفحه اول غیر ممکن است. که خشایار با ریشی دراز با کلاهی سیلندری به سبک شرقی (که اغلب مشکی رنگ بوده اند) و لباسی که تمام بدن را پوشش می داده است و اصلا عریان هم نیست. عکس آن هم خود سندی است که بر دیوار های کاخ های پرسپولیس حکاکی شده است. به گفته یکی از دوستان چینی الاصل که فیلم را تماشا کرده بود: "خشایار شاه بسیار شبیه چراغ جادوی علی بابا بود."
البته نمایش متضادظاهری خشایار شاه تنها بخش کوچکی از ایراد های فیلم است. متاسفانه نویسنده اینطور نوشته است که خشایار ادعای "پادشاه خداوند" را می کرده است و از پادشاه اسپارتایی می خواهد که به عنوان خداوند به او تعظیم کند که چنین چیزی در حقیقت وجود نداشته است. هخامنشی ها زرتشتی بوده اند و خدای یگانه را می پرستیند و هیچ نوشته و تاریخ نگاری ، حتی از جناح یونانی ها این چنین ننوشته است که خشایار شاه یا هیچ یک از پادشاهان هخامنشیان چنین ادعاهایی کرده باشند.
 
PersianMonsters_Large
 عکس خشایار شاه در فیلم(راست) و
عکس پادشاه اسپارتا (سمت چپ)
 
عکس واقعی خشایارشاه حک شده روی
دیوار های کاخ وی (پرسپولیس) 
Tresury_relief
هیچ تکنیکی از ارتش پارس ها نشان نداده شد و فیلم مانند یک مشت دروغ هیچ صحبتی از عبور ارتش پارسها با ایجاد پل شناور بروی تنگه بسفور نمی کند که بزرگترین پل شناور تاریخ باستان را با کمک هزاران مهندس و متخصص آن زمان ساختند که ارتش چند میلیونی با اسب ها و فیل ها از روی آن عبور کنند (به نقل از ویلیام دورانت).
در فیلم بار ها و بار ها پارسی ها را به عنوان بربر خطاب کردند تا عمق تنفر اسپارتا و برتری آن ها را برای بیننده اثبات کنند.
ولی چرا هر چیزی از تاریخ آمریکایی نشان داده می شود؟ چرا آمریکایی ها همه چیز را آمریکایی وار نشان می دهند؟ آیا ارتش اسپارتا همانند ارتش آمریکایی ها بونند؟ و یا آیا ارتش آمریکا الهام گرفته شده از اسپارتا بوده است؟
 
+ نوشته شده در  چهارشنبه یکم فروردین 1386ساعت 10:13  توسط یاشار | 
سلام

دوستان این عکسو صرفا به این خاطر میذارم که ببینید!!!!!!!!

خوب جدی باشم. ببینید این خانوم اما واتسون چه .........یه . اینم عکسش.........تا ۲ سال دیگه فیلم و عکس هایه مستهجنش فرا گیر میشه:

normal_EEE.jpg

عکس از وبلاگ www.loni.blogfa.com

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم اسفند 1385ساعت 20:0  توسط یاشار | 
http://www.tablighati.com?ID=17710320

یه سایت کسب درامد رایگان با صرف وقت ۱۵ دقیقه در روز

http://www.tablighati.com?ID=17710320

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم اسفند 1385ساعت 21:43  توسط یاشار | 

 اين يه گزارش واقعي از يك جامعه شناس خيلي خيلي خيلي خيلي كارشناسه!

اگه دو تا مرد طالب يه زن باشن توي مملکتهاي مختلف چي به سر اين سه نفر مياد؟

توي ژاپن:
جوان اولي از عشق جوان دومي نسبت به دختر محبوبش متاثر ميشه و خودکشي مي کنه! جوان دومي هم از مرگ همنوع خودش اونقدر اندوهگين ميشه که خودکشي مي کنه! بعدش براي دختر ژاپني هم چاره اي جز خودکشي نيست!

توي اسپانيا:

مرد اولي توي دوئل ، مرد دومي رو از پاي در مياره و با زن محبوبش به آمريکاي جنوبي فرار مي کنن!

توي انگلستان: دو تا عاشق با کمال خونسردي حل قضيه رو به يه شرط بندي توي مسابقه ي اسب سواري موکول مي کنن! اسب هر کدوم برنده شد ، معشوق مال اون ميشه!

توي فرانسه:
خيلي کم کار به جاهاي باريک مي کشه! دو تا مرد با همديگه توافق مي کنن که خانم مدتي مال اولي و مدتي مال دومي باشه!

توي استراليا:
دو تا مرد بر سر ازدواج با معشوق مشترک سالها مشاجره مي کنن! اين مشاجره اونقدر طول مي کشه تا يکي از طرفين پير بشه و بميره ، يا از يه مرضي بميره! اونوقت اونکه زنده مونده با خيال راحت به مقصودش مي رسه!

توي قفقاز:
جوان اولي دختر محبوب رو بر مي داره و فرار مي کنه! دومي هم دختر رو از چنگ اولي مي دزده و پا به فرار مي ذاره! باز اولي همين کار رو مي کنه و اين ماجرا دائما« تکرار ميشه!

توي نروژ:
معشوقه‌ي دو مرد براي اينکه به جدال و دعواي اونها خاتمه بده خودشو از بالاي ساختمون مرتفعي ميندازه پايين و غائله ختم ميشه!

توي آفريقا:
قضيه خيلي ساده ست و جاي اختلاف نيست! دو تا مرد ، زني رو که مي خوان عقد مي کنن و علاده بر اون ، بيست تا زن ديگه هم مي گيرن!

توي مکزيک:
کار به زد و خورد خونيني مي کشه و يکي از طرفين کشته ميشه! ولي بعدش اونکه رقيبش رو کشته از دختر مورد نظر دلسرد ميشه و دخترک بي شوهر مي مونه!

توي آمريکا: حل قضيه بستگي به زن داره و هر کس رو انتخاب کرد با اون ازدواج مي کنه!

توي ايران: فقط پول موضوع رو حل مي کنه! پدر و مادر دختر مي شينن با همديگه مشورت مي کنن و خواستگاري که پولدار تر و گردن کلفت تره رو انتخاب مي کنن! عاشق شکست خورده اگه توي عشقش جدي باشه يا بايد خودشو بکشه يا رقيب رو از ميدون به در کنه يا افسردگي مي گيره و ...

خوب اميدوارم ازش خوشتون اومده باشه، و اگه يه رقيب عشقي داريد  مثل قفقازي ها عمل نكنين!

از وبلاگ مرجان

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم اسفند 1385ساعت 11:41  توسط یاشار | 
۱-جی.کی.رولینگ نویسنده کتاب های هری پاتر، از وب سایت eBay برای فروش کپی های غیر قانونی الکترونیکی کتاب هایش در هند شکایت کرد.
نیل بلر، مشاور حقوقی رولینگ در دایره ادبی کریستوفر لیتل گفت:
سال ها بود که این طور به نظر می رسید که eBay نسبت به کنترل فروشندگانش در سایتشان برای ارائه نسخه های دزدی یا جعلی مربوط به هری پاتر برای فروش به طرفداران بی گناه، هیچ تمایلی نشان نمی ده

---------------------------------------------------------------------------------------------------

۲-بر طبق رای گیری که First Light Movies انجام داد، هری پاتر و سنگ جادو از مجموع 2 هزار رای با کسب 34% آرا توانست عنوان مجبوبترین فیلم کودکان و نوجوانان بریتانیا را کسب کند.
-----------------------------------------------------------------------------------------------------

۳- این روزها شایعه شده است که شرکت برادران وارنر در تصمیمی، قصد دارد قسمتهای از فیلم هری پاتر و شاهزاده دورگه را در زمینهای ایرلند فیلمبرداری کنند برای این که باید تغییراتی در صحنه های فیلمبرداری ایجاد شود.
هنوز برادران وارنر در خصوص این خبر هیچ گونه واکنشی نشان ندادند،

-----------------------------------------------------------------------------------------------------

۴-دنیل رادکلیف قراردادش را برای ایفای نقش در دو فیلم بعدی شاهزاده دورگه و قدیسان مرگ امضا کرد و حضورش قطعی شد. در ماه سپتامبر رادکلیف برای شاهزاده دورگه جلوی دوربین خواهد رفت. هنوز خبری از حضور روپرت گرینت و اما واتسون در دو فیلم بعدی نیست،

---------------------------------------------------------------------------------------------------------

۵- در یک حراجی که در لندن برپا شده است. در حدود 400 لباس از پالتوی سیریوس بلک در زندانی آزکابان و ردای خانم هوچ از فیلم هری پاتر و سنگ جادو در این حراجی به چشم می خورد.

----------------------------------------------------------------------------------------------------

۶-شرکت Cards تعدادی عکس جدید از مجسمه عروسکی اسنیپ را که قرار است در تابستان امسال به بازار وارد شود را منتشر کرده است. برای دیدن این عکس ها، اینجا را کلیک کنید

---------------------------------------------------------------------------------------------------------

۷-بالاخره و پس از مدت ها انتظار شبکه تهران در خبری اعلام کرد که فیلم هری پاتر و جام آتش در ایام نوروز ۱۳۸۶ از این شبکه و برنامه تماشاخانه در طی سه قسمت پخش خواهد شد. البته هنوز تاریخ دقیق پخش آن مشخص نشده است. این در حالی است که مدت هاست که این شبکه وعده پخش این فیلم را داه بود. شایان ذکر است که در دوبله این فیلم از افراد معلول نیز استفاده شده است.

------------------------------------------------------------------------------------------------------

۸-رولینگ در قسمت جادوگر ماه جادوگر ماه مارس را معرفی کرد.
تیلدن توتز
1959 - تا امروز
'جادوگری با سه انگشت شست سبز رنگ' گیاه شناس مشهور و اجرا کننده رادیویی

----------------------------------------------------------------------------------------------------

۹-روزنامه Telegraph مصاحبه جديدي با بازيگر نقش هري پاتر انجام داده است، كه در آن دنيل رادكليف نحوه انتخاب كارهايش را بيان كرده است:

"در سومين فيلم پاتر من به اين فكر افتادم كه بازيگري، همون كاريه كه مي خوام. به نظرم اصلاً خوب نبود كه صبر كنم فيلم هاي پاتر تموم بشه و بعد كارهاي ديگه رو انجام بدم. بعضي از مردم از اين كه من رو در نقشي غير از اون نقشي كه شبيه اون هستم ببينن، بيشتر خوشحال مي شن، اما بعضي هاي ديگه اصلاً خوشحال نمي شن و هرگز منو چيزي به جز هري پاتر نمي بينن. وقتي اين رو قبول كنن، خيلي خوب مي شه، هر نقشي رو كه بخوام مي تونم بازي كنم. در اين صورت، مي تونن بگن من خوب يا افتضاح هستم، اما نمي تونن بگن كه من به خودم زحمتي نداده م."

---------------------------------------------------------------------------------------

۱۰-

مجله آمريكايي Forbes فهرست جديدي از "پر درآمدترين ستاره هاي جوان هاليوود" منتشر كرده است كه نام دنيل رادكليف، بازيگر نقش هري پاتر، در رده دوم اين فهرست مشاهده مي شود.
اين مجله در مقاله كوتاهي، درآمد اين بازيگر 17 ساله را براي نقشش در هري پاتر و محفل ققنوس، برابر با 13 ميليون دلار برآورد مي كند.

-----------------------------------------------------------------------------------------

+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم اسفند 1385ساعت 20:21  توسط یاشار | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
ساعتی در خود نگر تا کیستی
در کجایی وز چه جایی چیستی

نوشته های پیشین
مهر 1388
شهریور 1388
تیر 1388
خرداد 1388
فروردین 1388
دی 1387
آذر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
آذر 1386
مهر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
تیر 1385
نویسندگان
یاشار
سایه
پیوندها
فرهاد
پدی هری
بهترین عکس های اینترنت
وبلاگ ژاله جون
ولدمورت
۞منبع عکسهای ممنوعه+فیلتر شکن۞
خرين آلبومها و جديدترين و زيباترين smsهاي 2007
سيري در دنياي جادويي
بي تو طوفان زده ي دشت جنونم.............
Harry Potter and the order phoenix
جديدترين برنامه هاي هك بوت و نرم افزار
جديدترين نرم افزار هاي موبايل
تنهاترين پسر دنيا
جواد سلطان قلب ها
ايران ارتباط(به روز بمانيد)
عشق فوتبال
وبلاگ هري پاتري غزل
اموزش شبكه
بهترين ها در تجارت الكترونيك
مركز جادو
بهترین وبلاگ ویژه طرفداران پرو پا قرص هری پاتر
اخبار و عکس های هری پاتری
کسی برای دوست داشتن
وبلاگ سوپر استار
محفل ققنوس(وبلاگ سایه)
نجوم و فضا
دنیا بدون دخترا چی میشه؟
نجوم و کوه
وبلاگ دبیرستان نمونه امام خمینی آذرشهر
وبلاگ پیش دانشگاهی نمونه امین آذرشهر
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

->





Powered by WebGozar